تبليغاتX
نوراندیش
چهارشنبه 27 شهریور1387
 
نوشته شده توسط کورش قناطیر در 17:11 با موضوع: | لینک ثابت |

دوشنبه 25 شهریور1387

 لازم دیدم برخی از صحبت ها نظرات و کامنت های دوستان  در رابطه با نقد شجاعپوریان را در این پست قرار دهم امیدوارم این کار به شناخت درست از این مسئله کمک کند به علاوه باید متذکر شوم اصلاح طلبان به نقد از درون احتیاج دارند و این از تفاوت های ما با نیروهای راست است که گذشته خود و روابطمان را جراحی کرده به نقد می نشینیم به آین جهت که اعتقاد داریم تنها از این راه می توان ارگانیسم سالم خود را به دست آورد   

 

 
نویسنده: معقلي

دوشنبه 18 شهریور1387 ساعت: 3:13

خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان تا سيه روي شود هركه در او غش باشد

 نویسنده: پیمان

دوشنبه 18 شهریور1387 ساعت: 6:8

سلام . احسنت . عالی بود و بیان همه آنچه در دل داشتم ولی از بیان آن عاجز .
با اجازه شما این مطلب را در وبلاگم قرار خواهم داد .
بعدا نظرم را خواهم گفت .

نویسنده: پیمان

دوشنبه 18 شهریور1387 ساعت: 16:57

كورش عزيزضمن تصديق تمامي مطالب نگاشته شده در متن فوق الذكر دليل رسيدن به چنين مرحله اي در بعد سياسي شهرمان را عدم اطلاع رساني شفاف جريان اصلاح طلب در بهبهان و بي خبري محض مردم شهر از اتفاقات و رويدادهاي مرتبط ميدانم. در بهره برداري آقاي شجاعپوريان از شرايط موجود شكي نيست اما همه تقصيرات را نمي توان به گردن شجاعپوريان انداخت . اصولا جريان اصلاح طلب بهبهان را نمي توان جريان يا جناح يا گروه يا هر اسم ديگر ناميد بلكه تعدادي كه خود را منتسب به جناح اصلاح طلب مركز ميدانند و تنها نقطه اشتراكشان هم همين انتساب به اصلاح طلبان است و بس و اختلافات و عدم انسجامي كه شما گوشه اي از آنها را ذكر كرده ايد و از همه مهمتر انفعال در برابر حركات خارج از چارچوب آقاي شجاعپوريان كه نهايتا به 24 اسفند 86 منتهي ميشود .
شجاعپوريان با توجه به همين اختلافات و چند صدايي حاكم به راحتي تا شب انتخابات مردم اميدوار بهبهان را بازي داد. وي با بهره برداري از ويژگي قومي و اقبال مردم بهبهان به اصلاح طلبان از كسوت يك استاد ناشناس دانشگاه چمران اهواز به نمايندگي مردم بهبهان در مجلس رسيد و در نهايت نيز با فرصت سوزيهاي عمدي و برنامه ريزي شده خيانتي بزرگ را در حق مردم تشنه انسجام و اتحاد بهبهان روا داشت . مردم نگران بهبهان كه وي را به عنوان محور اتحاد خود برگزيده بودند ناگهان با خيانت اين فرد مدعي اصلاح طلبي به اعتماد صادقانه شان روبرو شدند.
من از زبان يك مطلع سياسي اوضاع شهرم نمينويسم چرا كه مدتهاست در آن فضا و محيط نيستم و قاعدتا بي خبر از بازيهاي پشت پرده . من از ديد يك شهر وند علاقه مند به رشد و توسعه شهر و كشورم مي نويسم و از اين زاويه اگر بخواهم عملكرد آقاي شجاعپوريان را نقد كنم جز دورويي و دروغ و نفاق و تشديد اختلافات قومي به نتيجه ديگري نخواهم رسيد.

 نویسنده: پیمان

دوشنبه 18 شهریور1387 ساعت: 16:58

شجاعپوريان و عملكرد او معلول محرم ندانستن مردم و انفعال بيش از حد فعالان سياسي بهبهان در قبال تصميمات و اقدامات دفاتر مركزي احزاب در تهران است . عدم انتشار اتفاقات پشت پرده ( در حالي كه از مدتها قبل نيات دروني شجاعپوريان بر همه دست اندركاران جريان اصلاح طلبي بهبهان آشكار شده بود)و آگاه ساختن مردم در اين زمينه راه را براي اقدامات فريبنده شجاعپوريان بازكرد . هر فرد نا وارد به سياست ميداند در فاصله دو روز مانده به انتخابات كسي را تاييد صلاحيت نميكنند . چرا طيف اصلاح طلبان بهبهان نسبت به شايعه تاييد صلاحيت وي كه تا آخرين لحظه باعث فريب مردم شد واكنش مناسب نشان نداد و كماكان منفعلانه روزهاي آتي را به انتظار نشست؟ دلم به حال مردمي كه مشتاقانه در شب چهارشنبه 22 اسفند سخنان شجاعپوريان را گوش ميدادند و منتظر شنيدن نام يكي از كانديدا ها به عنوان نامزد ائتلاف بودند ميسوزد .
جامعه اصلاح طلب بهبهان بايد راه خود را مدتها پيش از راه شجاعپوريان جدا ميكرد و اكنون نيز بايد روشنگرانه و شجاعانه اتفاقات پيش آمده را نقد و بررسي نموده و به اطلاع مردم برساند .
كورش عزيز متاسفانه هنوز هم بسياري از همشهريان ما شجاعپوريان را نماد اصلاح طلبي و سمبل شجاعت مردم بهبهان در مجلس ميدانند بايد با آگاه سازي افكار عمومي اجازه جولان مجدد به تفكر شجاعپوريان در شهر بهبهان را ندهيم و به همين دليل از انتشار مطلب شما بينهايت خوشحال شدم .
حرف زياد است و مجال اندك . شما را به خداي بزرگ ميسپارم.

 نویسنده: کورش قناطیر

دوشنبه 18 شهریور1387 ساعت: 19:20

سلام به پیمان عزیز من نیز نقد های شما را می پذیرم و به جبران خطاها دیریست می کوشم این مطالب را نیز من مدتها پیش قصد انتشارش را داشتم اما جو عمومی را مناسب آن نمی دیدم ما همان زمان این مسائل را با مردم در میان می گذاشتیم اما مردم می خواستند یک کاندیدای مشهور را در مقابل موحد داشته باشند وگرنه شجاعپوریان مدتها بود از صحنه حذف شده بود اما خطرکاندیدای مقابل وی را دوباره در چهره یک سوپرمن مطرح کرد ما هیچگاه رسانه های ارتباطی قوی با مردم نداشته ایم این ضعف بزرگ ماست

نویسنده: آرش

سه شنبه 19 شهریور1387 ساعت: 0:31

1-جناب پیمان اگر از مسائل روز بهبهان آگاه نیستند واگر مدتهاست که در این فضا ومحیط نیست واز جریانات پشت پرده خبر نداردپس بهتر آن است که یک طرفه به قاضی نرودکه آزردن دوستان جهل است.
2-ظاهراًجناب پیمان از یاد برده اند ویا اینکه اصلا ایشان در جریان مسائل سیاسی روز کشور نیستندکه در انتخابات مجلس هفتم مهندس بهمنی کاندیدای رامهرمز یک شب قبل از پیایان مهلت تبلیغات تایید شدند ویا آقای کلانتری درهمین مجلس هشتم روز 22اسفند تایید صلاحیت شدندویا در دوره های گذشته کاندیدای شوشتر یا دزفول بود که شب قبل از روز انتخابات تایید صلاحیت شدند.
پس خواهش من از جناب پیمان این است که اگر دلسوز بهبهان هستندوخواهان اعتلا وسربلندی شهرمان در رصد کردن مسائل شهر دقت بیشتری به خرج دهند به خصوص به این موضوع فارغ از نام وسلایق گروهی تحقیق کنند تا ایرادها منصفانه نقد وبرطرف شوند وکجیها به مرور صاف تا بتوانیم با هم شهری سربلندوباعزت داشته باشیم.

نویسنده: پیمان

سه شنبه 19 شهریور1387 ساعت: 6:32

آرش عزیز خیلی ممنونم که اطلاعات خوبی به من دادید. من فردی سیاسی یا مطلع از جریانات سیاسی نیستم و این را هم با صدای بلند اعلام میکنم . علاقه شخصی من مثل اکثریت مردم ایران تمایل به جریان اصلاح طلبی بوده و هست اما هیچگاه خود را در چارچوب و قالبهای حزبی قرار نداده و نخواهم داد. در مورد تایید صلاحیت افرادی که ذکر کرده اید اعتراف میکنم به جز آقای کلانتری در مورد بقیه اطلاعی نداشتم اما ذکر این نکته را لازم میدانم که با توجه به جو موجود و شرایط خاص تایید صلاحیت شده ها و رد صلاحیت شده ها که در این مبحث نمیگنجد آیا شما تا شب انتخابات به تایید صلاحیت آقای شجاعپوریان امید داشتید و انتظار داشتید این بازی با مردم نگران از آینده کماکان ادامه یابد ( که متاسفانه ادامه نیز یافت ). اتفاقا نقد روزهای منتهی به 24 اسفند و نحوه عملکرد افراد و گروهها در این زمینه بسیار لازم و ضروری است و به همین دلیل از آقای قناطیر که این باب رو باز کردند بسیار ممنون و سپاسگذارم . در دلسوزی جریان اصلاح طلب بهبهان شکی ندارم اما شواهد امر همانگونه که کورش نیز در بخشهایی از مطلب خود به تقریر در آورده حاکی از عهد شکنی جناب شجاعپوریان دارد. نقدی که من بر عملکرد جریان اصلاح طلب دارم در انفعال آنها نسبت به اعمال شجاعپوریان است و اعتقادم بر این که باید زودتر راه خود را از شجاعپوریان جدا میکردند هرچند نام و آوازه شجاعپوریان و اعتمادی که بیشتر مردم بهبهان در اثر نا آگاهی از اعمال او به وی داشتند مانع از تصمیم گیری سریع و صریح در این مورد بوده است . فقدان منابع اطلاع رسانی و فضای نقد در شهر بهبهان باعث شده بود اخبار و اطلاع مردم بهبهان از شجاعپوریان در حد نطقهای پیش از دستور او در مجلس و سرو صداهای پیرامون باقی بماند . من به عنوان یک شهروند عادی بهبهان انتظار دارم جریان اصلاح طلب بهبهان وقایع مرتبط با انتخابات 24 اسفند را روشن و شفاف اعلام کنند ( همانگونه که آقای قناطیر این حرکت را شروع کردند ) و این آگاهی بخشی به عموم نه در جلسات مخفیانه محفلی که کاملا عمومی و علنی باشد . .

نویسنده: پیمان

سه شنبه 19 شهریور1387 ساعت: 6:35

درسهایی که ما از 24 اسفند میتوانیم بگیریم بسیار ارزشمند تر از نتیجه انتخابی است که به وقوع پیوست . اما یک سوال دوست عزیز ( به عنوان یک شهروند کاملا بیخبر از جریانات پشت پرده ): آیا اگر دوباره شجاعپوریان تایید صلاحیت میشد و رای هم می آورد شما امیدی به بهبودی اوضاع سیاسی و فرهنگی و امنیتی و معیشتی بهبهان داشتید. به نظر من عملکرد شجاعپوریان باید ماهها قبل از انتخابات از سوی اصلاح طلبان بهبهان به چالش کشیده میشد چرا که مطمئنا جناب شجاعپوریان سربلند از این نقد بیرون نمی آمد و دلیل من هم نه اطلاع داشتن از بازیهای پشت پرده که توجه به شاخصهای رشد و توسعه بهبهان از سال 79 تا 87 است . چرا ما همه چیز را در چارچوب حزبی میخواهیم برانداز کنیم در حالی که احزاب و عملکرد های حزبی در ایران تعریف روشنی ندارند که اگر اینگونه بود آقای شجاعپوریان مدعی اصلاح طلبی در چارچوب توافقات حزبی گام بر میداشت . در ایام پیش از انتخابات همه ما دچار تحلیل اشتباه از شرایطمان شده بودیم و حضور آقای موحد در این انتخابات در انتخاب راه درست بسیاری از ما را به بیراهه کشاند که نتیجه آن توسل قشر عظیمی از مردم بهبهان به آقای شجاعپوریان شد . چرا ماهها پیش از انتخابات عملکرد 8 ساله آقای شجاعپوریان برای مردم روشن نشد . آیا در زمان 8 ساله نمایندگی ایشان جو عمومی بهبهان شدیدا به سمت و سوی دو قطبی شدن ( نه قطبهای سیاسی که قطبهای قومی ) کشانده نشد ؟
دوست عزیز من از ته دل خواستار اعتلا و رشد روز افزون شهرم میباشم و هرچه میگویم یا مینویسم نیز از سر اشتیاق برای داشتن شهری آباد و توسعه یافته است و در این راه نیز چونان همه آدمیان بسیار پیش خواهد آمد که کجراهه را به جای راه در پیش میگیرم و از راهنمایی و ارشاد همه عزیزان چون شما همشهری خوبم خوشحال نیز خواهم شد .

نویسنده: پیمان

سه شنبه 19 شهریور1387 ساعت: 6:36

دوست عزیز همانگونه که آقای قناطیر در این راه روشنگری در پیش گرفته و با توجه به حضور ایشان در متن حوادث اقدام به افشای سخنان تحریف گونه آقای شجاعپوریان نموده از شما نیز خواهشمندم اگر دستی بر آتش دارید افکار و اطلاعات خود را از ما دریغ نکنید . و ای کاش فضای نقد و بحث در شهر ما آنچنان فراگیر میشد که هیچ شخصی به خود جرات دروغ پردازی به مردم را نمیداد و در آخر با توجه به بیخبری خودم از همه مسایل پشت پرده اما همچنان حق پرسشگری و نقد اعمال و کردار مدیران و نمایندگان را برای خود محفوظ میدارم چرا که من برآیند و نتیجه کارهای آنان را میبینم و همان را ملاک قضاوت خود قرار میدهم و جریانات پشت پرده را به شما و همه کسانی که از آن اطلاع دارند میسپارم .
باز هم از کورش عزیز و شما دوست خوب ( آرش) کمال تشکر را دارم

نویسنده: رضا طاهری نیا

سه شنبه 19 شهریور1387 ساعت: 9:58

سلام.
بنظر من اين نوشتار و اين افشاگري در واقع برشي است از آنچه که در سطح کلان سياسي مملکت ما رخ مي دهد و مشتي است نمونه خروار. نفاق دورويي فريب افکار عمومي مظلوم نمايي و بسياري از صفات مذموم و نکوهيده ديگر کم کم به اصول اوليه مبارزات انتخاباتي تبديل شده اند و با توجه به آنکه معمولا پس از انتخابات کسي سراغ شعارها و رفتار پيش از انتخابات نمي رود و از آن بدتر هيچ دستگاهي ناظر بر عملکرد منتخبان نيست بعضيها به خود حق مي دهند هر کاري را براي رسيدن به قدرت انجام دهند و قواعد بازي را زيرپا بگذارند. جاي تاسف دارد!
موفق باشيد!

نویسنده: پیمان

چهارشنبه 20 شهریور1387 ساعت: 9:12

توضیح: نظراتی که با نام من در سه بخش ثبت شده همگی خطاب به آقای آرش بوده که بدلیل محدودیت قسمت نظرات در وارد کردن بیش از 2000 کاراکتر در سه قسمت درج شده است و بدینوسیله خواستم مخاطب عرایض اینجانب دقیقا مشخص شود. .

 نویسنده: آرش

چهارشنبه 20 شهریور1387 ساعت: 11:30

پیمان عزیز سلام
نظرت مبارکت راخواندم وازاینکه دلسوز بهبهان شهر وخواستار سربلندی این خانه ی پدری خرسند ومسرورم .
1)فرمودید آیا شما تا شب انتخابات به تایید صلاحیت آقای شجاعپوریان امید داشتید ؟باید به عرض حضرتعالی برسانم با توجه به اینکه شخسیتهای برجسته ی نظام پیگیر قضیه بودند وبا توجه به عملکرد گذشته ی شورای نگهبان وتایید صلاحیتهایی که قبلا خدمتتان عرض کردم دوستان ما امیدوار بودند که آقای شجاعپوریان تایید میشوند گر چه خود من به واسطه ی یکی از دوستانم که دانشجوی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان هست مطلع شدم که هیچ امیدی به تایید صلاحیت ایشان نمی باشد ولی به هر حال این تنها راهی بود که میشد دنبال کرد وتنها کسی که میتوانست مقابل موحد بایستد شجاعپوریان بود.
2)من با قسمت اول نظر شما موافقم که با ید جریان اصلاح طلبی در بهبهان نقد شود اما با قسمت دوم که فقط روز های منتهی به 24 اسفند مخالف واین عیب بزرگ دوستان آقای قناطیر که از هر کجاخود دوست داشتند و احساس کردند که به نفع آنهاست بازگو می کنند گرچه اگر همین روزهای منتهی به 24 اسفند هم منصفانه نقد شود خواهیم دید کهآنها هم کم مقصر نبودند.پیمان عزیز من معتقدم که جریان اصلاح طلبی بهبهان باید از قبل از بهمن 78 نقد شود چرا که پیمان شکنی که آقای شجاعپوریان کرد در ادامه ی مشکلات و شکافهای عمیقی است که درون نیروهای چپ شهر از همان اول بود .دوست عزیز قبل از انتخابات مجلس ششم اصلاح طلبان شهر با هم قراری گذاشتند که طی یک نظر سنجی هرکدام از دوستان اصلاح طلب شانس بیشتری برای پیروزی در انتخابات داشت دیگران به نفع وی کناره گیری کنند .اما بعد از نظر سنجی همین جریان اصلاح طلب دلسوز دنبال بهانه ای می گشتندکه زیر قول وقرارهای خود بزنند پس شجاعپوریان را متهم به نظر سازی کردند و حاضر به کناره گیری به نفع شجاعپوریان نشدند.اما همه دیدیم که آن نظر سنجی
بود یا نظر سازی پس پیمان شکنی که شما وآقای قناطیر از آن دم می زنید (واین همان است که من می گویم از هر کجا که احساس می کنند به نفعشان است شروع میکنند)از طرف دوستان اقای قناطیر شروع شد ونطفه جدایی وشکاف نیروهای اصلاحات از همان موقع انداخته شد .

نویسنده: میثم امانی

چهارشنبه 20 شهریور1387 ساعت: 15:6

اقای قنالطیر عزیز
مدتهاست که اسم شما را می شنوم
اما ...ندیده ام شمارا هنوز
توفیق اشنایی با نوشته ای شمارا از بشیر نذیر دارم
امید که دیداری حاصل شود و حضورا ببینمتان

نویسنده: آرش

چهارشنبه 20 شهریور1387 ساعت: 15:32

3)من هم مثل شما معتقدم که جریان اصلاح طلب شهر دلسوز این خانه ی پدری است اما دوست عزیز مگرنه اینکه باید دست به دست هم دادوبا هم متحدشد وبرای اعتلای شهر وسربلندی وسرافرازی آن کوشید.پس چراجریان اصلاح طلب مخالف شجاعپوریان هیچگاه سعی جدی درتعامل با آقای شجاعپوریان نداشتند؟وهرچه بود در حد حرف بود وشعار ،به نظر شما چرا آقای سلیمانی وقنوات ودیگر شیوخ اصلاح طلب حتی یک قدم برای همکاری باشجاعپوریان برنداشتند ؟وآیا این منطقی است که جریانی که ادعای اصلاح طلبی می کنند ومهر اصلاحات بر پیشانی ودکتر شجاعپوریان را به خاطر شرکت در یک مهمانی مذهبی در منزل شیخ محسن شعبانزاده سرزنش می کنند(که بجا هم هست)حاضر باشند که از دکتر سالاری از سران جناح راست در بهبهان حمایت کنند اما از شجاعپوریان که جایگاه بالایی در میان اصلاحطلبان مرکز هم دارد حمایت نکنند؟بله دوست عزیز گر چه جریان اصلاح طلب شهر دلسوز بهبهان هستند اما به نظر من در انتخاب راهشان دچار اشتباه شدندو این قصه سر دراز دارد.
4)نوشتید که اعتماد بیشتر مردم بهبهان به شجاعپوریان از سر نا آگاهی از اعمال اوبود وفقدان منابع خبری واطلاع رسانی باعث شده بود که مردم درحد نطقهای پیش از دستور شجاعپوریلن ومسائل پیرامون آن بدانند.من نمی دانم منظور شما از دیگر اعمال شجاعپوریان چیست اما فکر نکنم درست باشد مردمی را که خالصانه وصادقانه به کسی که پس از سالها توانست مطالبات فروخفته ی آنها را باصدای بلند به گوش حاکمان رساند نا آگاه ونادان فرض کرد .
اما درمورد شجاعپوریان به نظر شما شجاعپوریان چکار می توانست برای بهبهان انجام دهد ونکرد؟مگر نه اینکه نماینده تنها سلاحش برای دفاع از موکلانش تصویب قانون است واگر نتوانست نطق پیش از دستور؛می خواهم از پیمان عزیز سوال کنم آیا شجاعپوریان بنابه سوگندی که برای پاسداری از حقوق مردم یاد کرد لحظه ای عقب نشست؟آیا شجاعپوریان برای نادیده گرفتن حقوق موکلانش حاضر شد مثل دیگران با حاکمان بسازد وکوتاه بیاید ؟آیا شجاعپوریان علیرغم فشاری که از طرف دستگاههای اطلاعاتی ونهادهای مقدس فراقانونی حاضر شد لحظه ای از وظیفه ای که مردم بر دوشش نهادند شانه خالی کند؟

نویسنده: آرش

چهارشنبه 20 شهریور1387 ساعت: 15:52

آیاشجاعپوریان بعد از طرح تحقیق وتفحص از صدا وسیما که عده ای در آنجا بیت المال را به ازثیه ی فامیلی تبدیل کرده بودند علیرغم وعده و وعید های بسیار وحتی تهدیدات جانی خود وخانواده اش حاضر شد در عهدی که با موکلانش بسته بود تردیدی به خود راه دهد؟ودهها آیای دیگر که طرح آن در اینجا نمی گنجد.پیمان عزیز شما می توانید مشخصا بگویید شجاعپوریان به کدام یک از وظایف نمایندگی اش وعهدی که با موکلانش بسته بود وفا نکرد ؟دوست عزیز به کارهای عمرانی که در زمان نمایندگی شجاعپوریان انجام شد وبه جایگاه کرسی نمایندگی بهبهان واعتباری که پیدا کرد نظری بیندازید وآن را با دوره های قبل مقایسه کنید تا بدانید که دوستان شما به خاطر قضیه ای که من نمی خواهم در اینجا ذکر کنم با شجاعپوریان مخالفند ونه چیز دیگر.
5) فرمودید که آیا اگر شجاعپوریان تایید صلاحیت می شد ورای هم می آورد شما امیدی به بهبودی اوضاع فرهنگی،سیاسی ،و...داشتید.باید در جوابتان به عرض برسانم من هنوز هم معتقدم تا ذهنگامی که میان جریانات شهر اینگونه نفاق وچند دستگی واز هم گسستگی با شد امید چندانی به اوضاع ندارمحالا چه شجاعپوریان باشد وچه فقهی زلده وچه هر کس دیگر ضمن اینکه تغییر ساختار اجتماعی همیشه در جامعه ی ما از بالا به پایین بود ونه پایین به بالاونمی تواند ربط محکمی منحصرا به شجاعپوریان داشته باشد.

نویسنده: آرش

چهارشنبه 20 شهریور1387 ساعت: 15:54

آیاشجاعپوریان بعد از طرح تحقیق وتفحص از صدا وسیما که عده ای در آنجا بیت المال را به ازثیه ی فامیلی تبدیل کرده بودند علیرغم وعده و وعید های بسیار وحتی تهدیدات جانی خود وخانواده اش حاضر شد در عهدی که با موکلانش بسته بود تردیدی به خود راه دهد؟ودهها آیای دیگر که طرح آن در اینجا نمی گنجد.پیمان عزیز شما می توانید مشخصا بگویید شجاعپوریان به کدام یک از وظایف نمایندگی اش وعهدی که با موکلانش بسته بود وفا نکرد ؟دوست عزیز به کارهای عمرانی که در زمان نمایندگی شجاعپوریان انجام شد وبه جایگاه کرسی نمایندگی بهبهان واعتباری که پیدا کرد نظری بیندازید وآن را با دوره های قبل مقایسه کنید تا بدانید که دوستان شما به خاطر قضیه ای که من نمی خواهم در اینجا ذکر کنم با شجاعپوریان مخالفند ونه چیز دیگر.
5) فرمودید که آیا اگر شجاعپوریان تایید صلاحیت می شد ورای هم می آورد شما امیدی به بهبودی اوضاع فرهنگی،سیاسی ،و...داشتید.باید در جوابتان به عرض برسانم من هنوز هم معتقدم تا ذهنگامی که میان جریانات شهر اینگونه نفاق وچند دستگی واز هم گسستگی با شد امید چندانی به اوضاع ندارمحالا چه شجاعپوریان باشد وچه فقهی زلده وچه هر کس دیگر ضمن اینکه تغییر ساختار اجتماعی همیشه در جامعه ی ما از بالا به پایین بود ونه پایین به بالاونمی تواند ربط محکمی منحصرا به شجاعپوریان داشته باشد.

نویسنده: آرش

چهارشنبه 20 شهریور1387 ساعت: 16:9

6)فرمودید آیا در زمان 8ساله ی نمایندگی ایشان جو عمومی بهبهان شدیدا به سمت وسوی دوقطبی شدن قومی نرفت ؟من نمی دانم که شما چند سال است که از بهبهان دور هستید ؛اما کاش این قضیه را منصفانه تر بررسی میکردیدمن خوب به یاد دارم که قبل از سال 78 دو قوم لر وبهبهانی حتی در الفاظ عامیانه چگونه همدیگر را صدا می زنندو هیچکام حاظر به انعطاف در برابر برخوردها ورفتارهای قومی همدیگر به خرج نمی دادند.اما امروز به لطف خداشاهد زندگی مسالمت آمیز دو قوم وپیوندهای عمیقی هستیم که دو قوم لر وبهبهانی را دیگر از هم جدا نخواهد کرد .(این از جو عمومی بود)اما اگر منظورتان از جو عمومی بر خوردهای نادرست گوههای نخبه است (که باید از عوام یاد بگیرند)اینها همه به خاطر منافع شخصی است ونه چیز دیگر.
7)ودر دوست عزیز من هم مثل همه ی همشهریانم به خصوص شما که با وجود هجرت از خانه ی پدری وسکونت در شهر رویایی تمدن شرق اصفهان هنوز هم دلبسته ی آن هستید و مطمئن هستم برای پیشرفت آن خواهید کوشید خواهان پیشرفت وطن مادریمان میباشم اما فارغ از همه ی این جدلها وتا همه با هم متحد نباشیم به نظر می رسد که چنین امری محال باشد.
درپایان از اینکه پیمان عزیز مرا لایق دانسته که وقت با ارزشش را صرف جوابی به این حقیر کند متشکرم وبرای او آرزوی توفیق وبهروزی دارم.

نویسنده: مرتضی

پنجشنبه 21 شهریور1387 ساعت: 10:34

کاش این نقد ها و این دلگویه زودتر از این منتشر میشد.
و کاش شما نیز از طرف کاندیدای خودتان و حزب حامی ایشان جوابیه ای منتشر میکردید که اینگونه نظر شخصی قلمداد نشود.
امیدوارم این سخنان نظر دوستان شما نیز باشد.

 نویسنده: پیمان

پنجشنبه 21 شهریور1387 ساعت: 12:17

با سلام و تشکر از کورش عزیز که وبلاگ او محل و مامنی برای بحث پیرامون مطلب منتشره تبدیل شده و در همین راستا همشهری خوبمان آقای آرش نیز مرا قابل دانسته و بحثی را با این حقیر ژیش کشیده است .
بدلیل طولانی شدن عرایضم در قبال مسایل مطروحه جناب آرش بهتر دیدم هر آنچه را از جانب خود گفتنی میدانم در وبلاگ www.behbahanshar.blogfa.comمنتشر کنم. واز آرش عزیز درخواست دارم به این وبلاگ سری زده و نظرات مرا در باب هر آنچه اتفاق افتاده و از دید یک شهر وند عادی ببینند و بخوانند . اما خلاصه ای از آن پاسخنامه را در همین جا ذکر میکنم :

1-بحث و جدل را نه تنها کاری مذموم نمیدانم که اتفاقا جای آن را در تمام ارکان ملی و منطقه ای خالی میبینم و اگر این رویه بدرستی در کشور ما فراگیر میشد باعث بالا رفتن آستانه تحمل همه ما و نهایتا پیشی گرفتن منطق بر احساس میشد
2-من هم مثل شما معتقدم آقای شجاعپوریان چهره کاملا شناخته شده و قابل دفاعی در بعد ملی است اما باور من این است بهای چهره شدن و معروف شدن آقای شجاعپوریان در بعد ملی را بهبهان پرداخته و دلیل هم بی توجهی روز افزون دولت به شهرم و تنزل ممتد جایگاه بهبهان در منطقه
3-هنر یک نماینده در بعد منطقه ای را من اینچنین تفسیر میکنم . تجمیع نیروهای موثر و پتانسیل های موجود در منطقه که بعضا جمع نقیضین هم میباشند و حرکت دادن آنها در یک جهت به گونه ای که برآیند حرکت آنها رشد و توسعه همه جانبه آن منطقه را نشان دهد.
4-به نظر من آقای شجاعپوریان فارغ از نتیجه انتخابات میتوانست با غنیمت شمردن آن لحظات تاریخی ( که در بهبهان به یاد ندارم ) خود را به اسطوره ای در نزد مردم بهبهان تبدیل کند اما حیف که ایشان قدر فرصت را ندانسته و بر باد داد.
5-من هم با آقای قناطیر موافقم که پاک ترین رای ها به آقای فقهی زاده داده شد اما در این بین تکلیف آقای ضرغامی را شما باید روشن کنید . چرا در زیدون و آقاجاری ( فارغ از تقلبها و....) مردم اینچنین از کاندیدهای بهبهانی رویگردان شدند ؟
6-.......

نویسنده: شهروند

پنجشنبه 21 شهریور1387 ساعت: 18:54

با سلام درد نامه ی زیابای اصلاح طلبان را در وبلاگم لینک نمودم
خواهشمندم با توجه به حوادث تلخ اخیر در بهبهان ، پست " آقای نیروی انتظامی جوانان ما اشرار نیستند " را در وبلاگ این جانب مطالعه و در وبلاگ خود و دوستان لینک کنید
ممنون

نویسنده: سیامک

جمعه 22 شهریور1387 ساعت: 16:42

آقای قناطیز عزیز

اونایی که حضرتعالی رو میشناسند کاملا موافق حرفهای شما هستند .

نه اهل کاندیدا شدن هستید نه پست و مقامی دارید ولی آیا میتوانید انکار کنید که مشتاق این نیستید که صاحب یک مهره ( و چه بهتر که این مهره نماینده باشد ) باشید؟

لیکن به دلیل وجه شخصیتی خود نمیتوانید فاکتورهای قدرت طلبی را از شخصیت دکتر دهملایی دور نگه دارید هر چند که بعنوان یک بهبهانی بسیار خرسندم که ایشان این خصوصیات را دارند چون در بعضی آیتم ها عرضه اش رو نیز دارند.
این بحث طولانی بوده و انجا امکان مطرح کردنش نمی باشد.
اما بحث طیف شما و شجاعپوریان و نبش قبر انتخابات :
شجاعپوریان محصول قدرت طلبی و توهم گرایی و بی ریشه بودن برخی سیاسیون شهرستان مثل محمد باقر شریعتی بود اما چاق و پروار شدنش توسط طیفی تازه از راه رسیده و کارنابلد بود که این طیف شامل شما نیز می شود و خیانت طیف مذکور در انتخابات مجلس هفتم بهبهان را به ورطه نابودی کشاند اما این کلمه خیانت نیز بی دلیل نمیباشد و اما دلیل آن :

اگر دکتر شجاعپوریان دارای این خصوصیات که در مقاله بالا ذکر شده نیست پس صریحا جوابیه تهیه کنید و انتشار دهیداما اگر چنین هست که در بالا آمده شما با چه حقی در ان دوره جامه عقلانیت به تن پوشیده و رای کثیری از بهبهانیان را به سمت دکتر شجاعپوریان روانه کردید؟

و اصلا به چه حقی در انتخابات اخیر  به نمایندگی از یک طیف تعهد دادید  در صورت رد صلاحیت دکتر فقیهی زاده از همچین شخصیتی اعلام حمایت کنید؟

در این مقاله به وضوح آمده است که دکتر شجاعپوریان از فاکتورهای صداقت و بالطبع انسانی فاصله دارد اما دشمنان دکتر زارعی نیز اذعان دارند که ایشان خصوصیتهای فردی تاکید میکنم فردی مثبتی داشتند.حال۱- یا اعتراف کنید که بچه بودید و به قول معروف پر مدعا و خام۲- یا اعتراف به درخواست پست و قدرت کنید که بعدا توسط شجاعپوریان خلف وعده گردید۳- اعلام نمایید مقاله بالا یک قصه تحریفی میباشد4- گزینه بیان تشریحی - اختیاری شما می باشد به شرطی که عقل مردم را به سخره نگرفته و مقداری از جفای طیف خود به مردم شریف بهبهان را نیز بیان فرمایید.

نویسنده: کوروش قناطیر

شنبه 23 شهریور1387 ساعت: 20:24

با سلام خدمت آقا سیامک عزیز (در سایت بشیر نذیر مطلبی را مرقوم فرموده بودید که در اینجا نیز به آن پاسخ می دهم)
در مورد اینکه ما دوست داریم مهره هایی را در قدرت داشته باشیم در تیم ما دو نظر افراطی و تفریطی وجود دارد اولی حرکت گروه را در جهتی می خواهد که مهره هایی را به تعداد مناسب جهت اجرای برنامه های فرهنگی عمرانی خود داشته باشیم و امکان حرکت را بدون داشتن قدرت ممکن نمی داند
نظر دوم به دنبال نقد قدرت است و وظیفه گروه را نه به دست آوردن قدرت که وظیفه ما را نظارت بر مدیران و نماینده و مسئولین و دیگران و نقد آنها و تقاضای شفافیت از آنها و نیز دادن راهکار و مشاوره به آنها می داند
اما در این میان نظر سومی نیز وجود دارد که اکثریت دو ستان به آن معتقدند و آن اینکه خواست قدرت اما نه به هر قیمتی در این نظر قدرت به خودی خود ارزشمند نیست از این رو تمامی موارد مورد تقاضا در نظر دوم را می پذیرد ولی اگر امکانی نیز برای به دست آوردن قدرت مشروع برایش ایجاد شود از پذیرش آن استنکاف نمی کند نظر شخصی من نظری سیال میان نظر دوم و نظر سوم بوده یعنی بر اساس زمانهای متفاوت یکی از دو نظر دوم یا سوم را داشته اماما در مورد کلمه خیانت باید عرض نمایم این کلمه کلمه سنگینی است و دوباره باید عرض نمایم اشتباهات سیاسی را نمی توان به خیانت تعبیر کرد چرا که خیانت از عملی آگاهانه برای ضربه زدن به مردم یا گروه های دوست بر می خیزد نه حرکت ما و عشق ما به مردمی که همیشه دوستشان داشته ایم و در دردها و شادی هایشان شریک بوده ایم
این جانب در نقد خویش مسائل مربوط به چگونگی و چرایی حمایتمان را از شجاعپوریان در مجلس هفتم شرح داده ام شاید نیاز باشد یک گروه تحقیقی را تشکیل دهیم و حرکت و تصمیم بر حمایت را در آن زمان بررسی کند و نتیجه را با مردم در میان نهیم و اگر اشتباه کرده ایم به آن اعتراف نماییم هر چند به شخصه اعتقاد دارم مجبور بودیم به خاطر مسائل اخلاقی به قول خود پایبند می ماندیم
در مورد مرحوم زارعی که همانطور که فرمودید خصوصیات فردی مثبت بسیار داشت من نیز با توجه به همسایگی و حتی خویشاوندی به آن معترفم اما مهمترین شکاف ما در آن زمان و اینک شکاف چپ و راست و اصلاح طلب و محافظه کار است از این رو از این رو هیچ گاه به عنوان یک گروه مترقی ومدرن نمی توانستیم در کنار آن مرحوم قرار بگیریم خدایش بیامرزد
اما در مورد مجلس هشتم و آن قول و قرار باید خدمت شما و دیگر دوستان عرض نمایم تیم ما مدتها حاضر به مذاکره نشد ما با گفتگو در این باب مخالف بودیم چرا که هیچ تضمینی برای اجرای مصوبات آن متصور نبودیم تیم مقابل بر طبل گفتگو می کوبید و ما را مخالفان دیالوگ می نامیدند ما مقاومت کردیم و تنها زمانی حاضر شدیم که مسئول ستاد اصلاح طلبان خوزستان جلسه ای را تشکیل داد و ما چون نمی خواستیم در استان به عنوان مخالف گفتگو معرفی شویم در آن جلسه شرکت کردیم در یک جلسه مذاکره نیز معمولا یک گروه چیزی را به دست می آورد و چیزی را نیز از دست می دهداما در انتها پوشالی بودن ادعای گفتگو خواهان و مذاکره طلبان را به عینه دیدیم
جالب است شجاعپوریان در مصاحبه اش از یک گروه بهبهانی که مشاورش بو ده اند یاد می کند که مخالف اعلام حمایت در شب آخر بوده اند اگر این واقعیت داشته باشد این گروه به خاطر حقد و عقده های شخصی این پیشنهاد ناشایست را به وی داده اند کاش وی اسامی آنها را به مردم نیز اعلام می کرد هر چند ما هم اکنون نیز می دانیم در صورت صحت مطلب آنها چه کسانی هستند ولی با وجودی که سخت است اما باید بگوییم گذشته ها گذشت باید به آینده بهبهان اندیشید

نویسنده کورش قناطیر

پاسخ به دوست عزیزم آرش
با سلام 1)با نهایت احترامی که برای آقای سالاری قائلیم موضوع حمایت یا حتی قصد حمایت یا حتی مذاکره برای حمایت از وی را دروغ محض دانسته آن را نیز شایعه ساخته شده توسط همان ستاد کذا می دانیم 2)آرش از کسانی نام می برد که در روزهای آخر تبلیغات صلاحیتشان تایید شده است و غافل است از آنکه آنها هیچکدام در انتخابات های مناطقشان پیروز نشدند و تایید یا عدم تایید شان در روزهای آخر هیچ فرقی نداشته و به عبارت دیگر فقط به صورت فرمالیته تایید شده اند3)جالب است آرش از پیمان عزیز می خواهد فارغ از نام و سلایق گروهی تحقیق کند اما خود این نصیحت را به راحتی فراموش می کند وی چرا از احتمال تایید شجاعپوریان در آخرین روز حرف میزند اما از قرار 14 اسفند به عنوان روز اتمام تلاشها و اعلام حمایت حرف نمی زند.چرا مصاحبه ی اخیر شجاعپوریان را گامی در جهت افتراق وتضعیف اصلاحطلبان نمی داند اما نقد روزهای منتهی به 24 اسفند را عیب بزرگ می نامد.4_ آرش اصلاح طلبان را متهم می کند که با شجاعپوریان تعامل نداشته اند اما غافل است از آنکه شجاعپوریان باب تعامل را بسته بود در زمان انتخابات هفتم قرار اصلاح طلبان با شجاعپوریان نظام مشورتی بود ودر آن زمان تیمی نیز مشخص شد برای مشورت وتعامل اما شجاعپوریان هیچگاه وقعی به آن تیم ونظرات آن تیم ننهاد. اگر اشتباه نکنم آقایان سلیمانی و قنوات نیز از اعضای آن تیم بودند.

 

نویسنده: مهدی حلاجیان

یکشنبه 24 شهریور1387 ساعت: 17:44

سلام
تقریبا تمام مطالب متن و نظریات را خوانده ام
با اشاره به اینکه موضوع کاملا محلی به نظر می رسد در ریز مطالب وارد نمی شوم. اما بیان چند نکته خالی از لطف نیست:
- تجربه ی فوق هرچه باشد باید راهی بسوی آینده باز کند از همینک به دنبال / سوپرمن / آینده باشید و او را به جامعه ی خود معرفی کنید.
- اصل خواستن حضور در عرصه ی قدرت چیز بدی نیست اما با نیت اصلاح و در نظر گرفتن خدا و وجدان می توان به موفقیت دست یافت.
- جریان اصلاح طلبی متاسفانه نتوانسته خواسته ی مردم را برآورده کند همانطوریکه جریان اصولگرائی نتوانسته. اکثر مردم دلخسته از این بازی های سیاسی هستند " پس با صداقت خود و فارغ از گرایشات سیاسی " به مردم اثبات کنید که می خواهید برای منطقه خود و عمران و آبادی آن تلاش کنید. مطمئن باشید که قلوبشان با شما خواهد شد.
متن پرسش و پاسخ ها را می توانستید به عنوان متن اصلی در صفحه قرار دهید تا مطالعه ی آن راحت تر باشد و قابل دسترس تر.
- آقایانی که در اینجا مطلب نوشتند صاحب فکر و اندیشه اند " زمانی را در مکانی معین کنید و با بحث و تبادل نظر به یک نتیجه ی جامع برسید و پیمان نامه ای را برای آینده مرتب کنید. مطمئن باشید که مردم از آن سود خواهند برد.
با سپاس

 

نویسنده: داود امینی

دوشنبه 25 شهریور1387 ساعت: 0:33

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم ،،،

درخواست ایرانیان برای
کاندیداتوری سید محمد خاتمی
در انتخابات ریاست جمهوری دهم


ارسال کننده نظر: سیامک           ارتباط با نويسنده نظر    وب سايت

با سلام خدمت کوروش خان و دوستان عزیزاول باید تشکر کنم از کوروش عزیز که با صعه صدر پاسخ

دادندلازم میبینم مورد به مورد پاسخ بدم

اول در مورد قدرت طلبی و دسته بندی طیف شما:

کوروش جان بنظر نمیاد مقداری فروتنانه! در مورد شخص خودتان قضاوت کردید و بهترین مکان را برای خود در نظر گرفتید:

بنظر میاد اگه همه اعضا مثل شما باشند مقداری شکاف بینتون پیش بیاد

اما خیانت:

من و اکثریت جامعه ما بدون تعارف به قضایا نگاه میکنیم . شما با حمایت از آقای شجاعپوریان اشتباه کردید(همانطور که خود نیز معترفید)ولی هزینه این اشتباه چه بود؟ فکر کنم اگر به این سوال دقت کنیم میبینیم که خیانت کلمه وحشتناکی است اما قابل ارتکاب

فردی یا اجتماعی به شما دعوتنامه داده بود که در انتخابات دخالت کنید؟

مسلما نّه

پس با خواست خود آمدید و به اعتراف خودتان اشتباه گام برداشتید

اما تاوان آن شامل حال مردم شد

کما اینکه پله ای شد برای معروفیت شما ( البته منظور از شما طیف متبوعتان می باشد)

کوروش جان چه بپذیرید چه نپذیرید چه وحشتناک باشد چه دلپذیر شما این عمل را مرتکب شدید چون لازمه هر کار تجربه است و استفاده از تجربیات دیگران واجب که شما انجام ندادید و ملتی را سوزاندید.

هر خامی میدانست که آقای شجاعپوریان یک ناسیونالیست بزرگ است ناسیونالیستی که میخواست تمام در صدر قدرت باشد .

هیچ کس نمیتواند منکر این باشد که ما و دوستان شریفمان از قوم لر زندگی مسالمت آمیزی داشتیم که با ورود ایشان شکاف برقرار شد.

چرا زمانی که زارعی در انتخابات هفتم با تابلوی دوستی بهبهان و قنوات آمد همه وافریادا گفتین که میخواهد از جسد اختلافهای سابق بهره برداری نماید ولی وقتی شجاعپوریان با شعار اندیشه برتر از قومیت آمد نگفتید مگر اختلافی هم هست؟

هیچوقت یادم نمیرود زمانی که مهره تان سرمست از تمجیدهای شجاعپوریان در شب پیرزی اش بود و داشت در رویای ریاست دانشگاه آزاد پرواز میکرد

اما افسوس که شجاعپوریان سیاس واردی بود برخلاف شما

و به هیچ عنوان هیچ پستی به ایشان نمیداد حتی .....

پس بیاییم و بپذیریم که انسان جایزالخطاست

در ضمن آقای قناطیر عزیز میتوانید نظرسنجی کنید اما با چشم باز و ببینید که ما مردم بهبهان هیچ علاقه ای به چپ و راست نداریم و تجربه این 8سال و 4 سال آینده به ما اثبات نموده است که دوستان عشایر ما دید سیاسی بازتری دارند

چون به درستی فهمیده اند چپ و راست بازی ای بیش نیست و باید از آن برنده بیرون آمد . بله این است فلسفه چپ و راست

کاش ما نیز آنقدر عاقل بودیم که میدانستیم مدرس و فقیهی جگرگوشه هایمان هستند

هم قوممان هستند

باید با تبشان بمیریم

همانطور که دوستان لر ما اینکار را کردند

کدام آدمی میتواند ببینید که والدین آقای شکراله ویسی (دوست و اقوام نزدیک شجاعپوریان) به حاج موحد رای دادند و متوجه این درایت و هوش آنها نشود؟

یا ببیند عزیزان ما در روستاها روی هم 10 رای نیاوردند و متوجه اتحاد آنها نشود؟

تا کی باید خود را عاقل بدانیم؟

نه . قبول ندارم ما اشتباه کردیم که دنبال شما راه افتادیم و صد البته شما خیانت

یکی از شبهای انتخابات به آقای گلکار گفتم که چرا با مدرس ائتلاف نمیکنید؟ با چهره ای افروخته پاسخ داد اصلا و ابدا

خب این حق ماست . من باید به خود ایراد گیرم که چرا افراد کوته فکری مثل ایشان  را بزرگ کردم و به آنها اهمیت دادم تا به خود اجازه تصمیم گیری دهند

لازم میبینم به شخصیت آقای مودت نیز بپردازم شخصی که زمانی امید ما بود و فکر میکردیم نماد ماست

ایشان با توهین به عقل همه می آید و میخواهد ائتلاف تشکیل دهد . حال بین چه کسانی؟

مدرس و فقیهی و ضرغامی و ....

خب حالا ئتلاف شد آیا طرفداران و اقوام ضرغامی مثل ما ساده اند که به یک بهبهانی رای دهند؟

آیا قصدی به جز عدم ائتلاف در حرکت ایشان بود؟

حال هر چه بود تلخ یا شیرین گذشت اما هر اتفاقی هزینه ای دارد و انتخاب حاج موحد دو نوع هزینه کلی داشت

یکی مخصوص ما عوام که همان تنش های اجتماعی و عدم امنیت است( که باید اعتراف کنم تا کنون اصلا رخ نداده است) . خب ما عوام تنمان به این نوع هزینه آشناست و عادت کرده ایم کما اینکه همه اتفاقات تلخ امنیت اجتماعی در زمان شجاعپوریان افتاد

و اما هزینه دوم که مخصوص سیاسیون می باشد

بیایید تحلیل کنیم

ایشان از شهری دیگر آمد و بیش از جمع آرای دوجگر گوشه مان رای آورد . آیا پس از 4 سال کار و داشتن سازمانی منسجم قابل شکست است؟

من که بعید می بینم

پس سیاسیون بهبهان باید در کنج خانه بنشینند و برای سقوط هواپیمای حامل ایشان و اتفاقات غیر قابل پیش بینی انتظار بکشند چون دیگر به فراموشی خاطر خواهند رفت

کرورش جان محض اطلاع شما و دوستانتان باید به عرض برسانم که تنها راه نجات ما از این ورطه تغییر سیاست به قومیت است و بس

باید به این مهم برسیم که مدرس و فقیهی هردو عزیز ما هستند و شکست آنها شکستن دلهای ماست پس کاش از خواب بیدار شویم و برای ادوار بعدی از همین حالا با دوستانمان از طیوف دیگر ائتلاف کنیم حتی به قیمت نداشتن کاندیدا از طرف ما

و اگر فردی خائن در این میان خواست به ارداه دیگری وارد انتخابت شود او را رسوا کرده و نگذاریم رویای ما را به نابودی بکشاند

رویای ما چیست؟

رویای ما اتحاد قوم نجیب و کم ادعای بهبهانی است

در پایان لازم است به دوستان عرض کنم که بنده تا حدودی به کراکتر آقای کوروش عزیز واقفم و ایشان را فردی دارای سلامت کامل اخلاق و نفسی جمیل می شناسم اما افسوس و صد افسوس که شمشیر نقد برنده است و باید حتی بر گردن کورشمان نیز بنشیند.

و من الله توفیقکم جمیعا

ارسال شده در دوشنبه 25 شهریور 1387 ساعت 2:11

 

 

نوشته شده توسط کورش قناطیر در 17:39 با موضوع: | لینک ثابت |

دوشنبه 18 شهریور1387

انتخابات مجلس هشتم ، شش ماه پیش با همه ی شیرینی هایش و تلخی هایش برای ما پایان یافت . وجدان نیروهای اصلاح طلب در ستاد دکتر فقهی زاده راحت بود و حتی احساس پیروزی می کردند چه که ما همه ی تلاش مان را نموده بودیم و مهم تر از ان پاک ترین آراء از فرهیخته ترین مردم را نیز در صندوق داشتیم ، کوچکترین تقلبی در انتخابات نداشتیم ، رای نخریدیم ، شناسنامه چاپ نکردیم ، نیرو از بیرون شهر نیاوردیم ، کسی را نترساندیم ، کسی را نخریدیم و مهم تر از همه ی اینها گردن فراز و سربلند از هیچ کس نترسیده حرفهایمان و نقد هایمان را از زبان دکتر فقهی زاده با مردم در میان نهاده ، دردهایمان را گفته بودیم و آزادی و خواست آن را پاس داشته بودیم ، اعضای ستاد در آن شب تنها از یک چیز ناراحت بودند ، از خلف وعده ، از بی وفایی و از شکستن پیمان منعقده در روز عاشورا توسط نماینده ی اسبق ( دکتر شجاعپوریان ) . بدتر از آنِ: چیزی که دل ما را بدرد آورده بود دروغ بود که در فضای سیاسی بهبهان توسط اعضای ستاد شجاعپوریان به جولان در امده بود و این دروغ ها دلایلی داشت ، مردم آنها را در مقابل شکستن پیمان مسئول می دانستند و شکست را ناشی از سردرگمی می یافتند . از سوی ستادی که آنها را به اشتباه اصلاح طلب تصور کرده بودند در حالی که بعد از تعطیلی ستادشان حتی یک نفر از آنها به ستاد اصلاح طلبان نپیوست ، پس آن کدهایی که دکتر شجاعپوریان معتقد است اشاره به دکتر فقهی زاده داشته چه می شود ؟  پاسخ معلوم است شجاعپوریان دروغ می گوید . و چرایی این دروغ نیز معلوم است به همان سان که وجدان ما به خاطر عملکرد مان در انتخابات هشتم راحت است وجدان وی راحت نیست ، از این رو  مجبور است به توجیه عملکرد خود و ستادش بپردازد ، مسائل و موضوعات مربوط به خود و ستاد را با فرافکنی به اصلاح طلبان نسبت دهد . قصور در شکست را به هر نحو ممکن از دامن خود ویارانش دور سازد و با «کیش شخصیت» خود را تنها کسی بداند که می توانست در بهبهان و در اردوی اصلاح طلبان تائید شده رای بیاورد ، غافل از اینکه ما سالهاست وی را اصلاح طلب نمی دانیم و اگر چند روزی بر موج اصلاح طلبی سوار شد و تاخت اینک ماهیت اعمالش دیگر بر هر کسی آشکاره شده و مصاحبه ی اخیرش و از رو بستن شمشیر علیه اصلاح طلبان شهر آن هم در برهه حساس کنونی که انتخابات ریاست جمهوری را در پیش داریم جز تکمیل اشتباهاتش در انتخابات 24 اسفند نیست .

آقای شجاعپوریان خود بهتر می داند که آن خبرهای ضد و نقیضی که در هفته ی آخر توسط ستاد ایشان مثل سمی مهلک در رگ شهر جریان می یافت و جز خبر مرگ اصلاحات نبود ناشی از وضعیت خاص تائید یا عدم تائید ایشان نبود بلکه آن یک حرکت حساب شده بود برای ضربه زدن به ستاد اصلاح طلبان و شخص دکتر فقهی زاده مردم منتظر خبر بودند و منتظر یک قهرمان ! که بتواند فلانی را شکست دهد آنها  غافل بوند از آنکه آن قهرمان و آن سیمرغ خودشانند و مردم و مردمانند که می توانند با انتخاب خود غائله را پایان دهند و آن چیزی که مردم را به غفلت برده بود و آنان را به انتظار نشانده بود و مانع از تصمیم و عزم مردمی می شد خبرهای دروغ ستاد شجاع پوریان بود . من در اینجا اثبات می کنم که این حرکت حساب شده بود و دلیل من آنکه در روز 21 و 22 اسفند یعنی دو روز مانده به انتخابات توسط ستاد شجاعپوریان تصویر فاکسی به مردم نشان داده می شد که آقای جمال درویش نماینده اعتماد ملی در خوزستان به حزب متبوعش نوشته بود که شجاعپوریان تائید شده و از این رو خواسته بود اسم وی در لیست کاندیداهای مورد حمایت آن حزب قرار گیرد اینجانب با دوستی در روزنامه ی اعتماد ملی تماس گرفتم ایشان گفتند فاکس برای روزنامه نیز فرستاده شده اما آنها تحقیق کرده اند موضوع دروغ است و آن را چاپ نخواهند کرد . احتمالا اعضای ستاد شجاعپوریان به دروغ قضیه ی تائید شدن شجاعپوریان را به آقای جمال درویش در ماهشهر گزارش داده اند و ایشان غافل از همه جا این خبر را به تهران فاکس نموده اند و جالب آنکه ستاد شجاعپوریان این فاکس خود ساخته را دلیل تائید شجاعپوریان اعلام می کردند . آنها قصد داشتند متن این فاکس در روز نامه اعتماد ملی چاپ شده ، مسئله را رسانه ای کنند و مردم را بیشتر در گرگ و میش خبری فرو برند و آنها را منتظر نگاهداشته در لحظه ی آخر ناامید کنند و زمان را از اصلاح طلبان گرفته ، مانع از آن شوند که ستاد دکتر فقهی زاده[ که می توانست مرکز آمال اصلاح طلبان گردد] از آن رونقی که می باید برخوردار شود و متاسفانه اینگونه نیز شد .

مورد دیگر آنکه حتی اگر دکتر شجاعپوریان از حرکت های حساب شده ی اعضای ستادش خبر نداشته باشد و در تهران ماندن وی به آن گونه که خود می گوید ناشی از قول ها و وعده های حداد عادل و هاشمی رفسنجانی بوده باشد نیز تنها از سادگی سیاسی شجاعپوریان خبر می دهد و در یک کلام وی بازی خورده است چراکه آقایان میردامادی ، محسن آرمین و داود سلیمانی و دیگران بارها از وی خواستند که به بهبهان برود و از کرسی اصلاح طلبان حمایت کند و مردم را در شک و تردید نگه ندارد اما ایشان نپذیرفت ، آنها به وی گفتند پرونده ی تائیدی ها بسته شده و این کار شما لجاجت است اما ایشان موبایل خود را خاموش کرد تا آقایان صفدر حسینی و میر دامادی  و غلام شریعتی و صفایی مقدم و دیگران نتوانند با وی تماس بگیرند . آنها در روزهای آخر می گفتند هیچگونه ارتباطی با شجاعپوریان ندارند.

آقای شجاعپوریان آیا می دانید حتی اکثریت نفرات در هسته ی مرکزی ستاد ما اعتقاد داشتند که نباید ما و شما در برابر همدیگر قرار بگیریم و مطمئنا اگر شما تائید می شدید توافقی هر چند تلخ میان ما و شما صورت می گرفت چراکه ما خواهان شکست اصلاحات نبودیم اما آیا شما نیز خواهان این شکست نبودید ؟

شجاعپوریان در این مصاحبه میگوید اگر آن معاهده  تکثیر و پخش نمی شد مسائل را بهتر می توانستیم مدیریت کنیم و حرکت اصلاح طلبان در پخش معاهده را یک کار غیر اخلاقی می داند چراکه وضعیت صلاحیت وی هنوز مشخص نبوده است به علاوه می گوید انها از من در خواست حمایت نکرده بودند . آقای شجاعپوریان آیا شفاف سازی و پخش یک معاهده و در میان نهادن همه چیز با مردم یک کار غیر اخلاقی است اما خلف وعده و استنکاف از عمل به مفاد عهد نامه غیر اخلاقی نیست ، به علاوه چگونه شما از وضعیت صلاحیت خود سخن می گویید آن هم در روز 22 اسفند یعنی آخرین روز تبلیغات ؟ بیایید یکبار دیگر معاهده و مذاکرات جلسه ی روز عاشورا را به یاد بیاورید . در آنجا گفته شد و قید شد که در پایان روز 14 اسفند شخص رد صلاحیت شده می باید از دیگری حمایت نماید ، ما حتی یک هفته بیشتر از آن تاریخ صبر کردیم اما شما به بهبهان نیامدید . راههای ارتباطی را نیز کاملا با اصلاح طلبان بهبهان و تهران قطع کرده بودید آیا دیگر راهی جز پخش معاهده به نظر شما می رسد و آیا تا پیش از قطع ارتباط دوستان اصلاح طلب بهبهان و تهران مصّراً از شما تقاضای حمایت از کرسی اصلاح طلبان در بهبهان را ننموده بودند ؟ جدای از همه ی این مسائل ما اعتقاد داریم شما قصد حضور در بهبهان را حتی در روز چهارشنبه نیز نداشتید و اصلا قصد سخنرانی نیز نداشتید اما چون آن برگه در سطح وسیع پخش شده بود برای خنثی کردن حرکت اصلاح طلبان و جدا نمودن خود از آنها به سرعت از تهران به بهبهان آمده ، با آن سخنرانی مشهور و در نهایت عدم حمایت از اصلاح طلبان پرونده ی اصلاح طلبی خود را به زیر سوال بردید .

اما در مورد آنکه فرموده اید امانتداری صورت نگرفته و معاهده به طور کامل پخش نشده نیز مسئله اینگونه نیست واقع آنکه آن برگه حالت پیش نویس داشت و تقریبا یک صورت جلسه تدوین نشده بود و پخش و خواندن آن خسته کننده بود از این رو صورت جلسه به تیراژ کم تکثیر و در اختیار نخبگان سیاسی شهرستان قرار گرفت و تعدادی نیز در ستاد نگهداری شد تا مراجعین که به اصل مطلب شک داشتند مراجعه کرده آن را رویت نمایند اما آنچه که در آن روز مهم بود و می باید مردم از آن آگاه می شدند همان تعهد حمایت شما از فقهی زاده در صورت رد صلاحیت تان بود به علاوه تنها همین بند معاهده مهم بود چراکه بقیه بندها در ان روز تاریخ مصرفشان تمام شده بود .

اما میگوئبد آن بندها اجرا نشد ،یکی از آنها بند عدم تخریب بود سوال اینجاست که از بعد از روز عاشورا آیا واقعا توسط ستاد ما کوچکترین حرفی در مورد شما زده شد ؟ آیا کوچکترین تخریبی صورت گرفت یا نقدی شد ؟ به هیچ وجه . ما شدیدا به این مسئله پایبند بودیم . در مورد بحث همراهی کردن فقهی زاده با شما نیز باید گفت مسئله اصلا این نبود . یعنی شما در سطحی نبودید که ایشان شما را همراهی کنند بلکه قرار بر آن بود که شما و ایشان به همراه هم در برخی جلسات شرکت کنید تا معلوم شود اصلاح طلبان متحدند و تاریخ و مکان آن جلسات هم توسط یک تیم چهار نفره مشخص شود اما چون شما و فقهی زاده هر دو رد صلاحیت شدید و هر دو به تهران جهت حل مسئله رفتید آن تیم دوجانبه تشکیل جلسه داد ولی با توجه به در محاق بودن تائیدی ها لزومی ندید این جلسات را برگزار نمایند ، بعد از آن هم که فقهی زاده تائید شد ، شما تائید نشده بودید و تیم خودتان آمادگی برای تعیین جلسات نداشت.وبه عبارتی حاضر به این کار نشد.

فرموده اید چرا اصلاح طلبان در جلسات ما شرکت نکردند جواب ما نیز معلوم است به همان دلیل که شما در جلسات اصلاح طلبان شرکت نکردید . به علاوه در آن جلساتی که شما فرموده اید شرکت نداشته ایم بسیاری از دوستان ما به صورت انفرادی ولی با صلاحدید جمع شرکت کردند آنها چهره های شناخته شده ای بودند و دوستان ستادی مطمئنا با آنها مواجه شده اند.

اما در اینجا می خواهم مسئله ای مهم تر را مطرح نمایم یعنی دلایل پیمان بستن و پیمان شکنی شما را که البته برای بار اول نیز نبود . قبل از آن هم در انتخابات هفتم با اصلاح طلبان چنین کردید که بعدا به آن خواهم پرداخت اما در مورد پیمان روز عاشورا تا آنجا که ما می دانیم و از نیروهای خودتان شنیده ایم شخص ذی نفوذی که در اینجا از او نام نمی برم پرونده سیاسی شما را به تقاضای خودتان یا دوستانتان بررسی کرده بود و به شما یا دوستانتان گزارش داده بود که مشکلی وجود ندارد و شما تائید می شوید وی آدم مطمئنی است و در این مورد درست می گفته است از این رو شما وارد یک بازی دو سر دوک یعنی بازی که حتما در آن برنده خواهید شد و هرچه رخ دهد به نفع شماست شدید و آقایان غلام شریعتی و صفایی مقدم واسطه ی آن جلسه شدند ( در اینجا کاری به نیت آنها ندارم ) در آن جلسه شما که صلاحیت خود را تائید شده می دانستید به دنبال آن بودید که اگر صلاحیت فقهی زاده تائید نشود ستاد اصلاح طلبان شهر را در پشت سر داشته باشید و اگر تایید شد نیز با توجه به این جلسه و توافقات آن شایعه کنید که فقهی زاده آلترناتیو شجاعپوریان است و مانع از تشکل و انسجام مردمی ستاد دکتر فقهی زاده شوید ولی مکر شما به خودتان برگشت و شما تائید صلاحیت نشدید . حالا یک سوال می ماند که چرا در حالی که پرونده سیاسی شما مشکلی نداشته ، شما رد صلاحیت شده اید ، ظاهرا تا آنجا که ما شنیده ایم مورد و مسئله شما غیر سیاسی بوده که در اینجا من به آن مسئله نمی پردازم .

اما پیمان شکنی شما دلایل دیگری نیز داشت یکی از آن دلایل: پیمان های دو طرفه ای بود که شما با سایر کاندیداها ( البته نه به آن شفافی و مکتوب که با اصلاح طلبان) بسته بودید آن پیمان های نیم بند به نفع شما بود چرا که همه ی ستادها در روزهای سخنرانی شما نیروهایشان را بسیج می کردند و در کنار شما قرار می گرفتند و شما نیز امروزه آن همه نیرو را متعلق به خود دانسته غافل از آنید که بسیاری از آنان به ستادهای دیگر تعلق داشتند .

جلسه ی شب آخر و تقاضای اجماع از آن کاندیداها نیز این موضوع را تائید می نماید. اما جای یک سوال می ماند: شما که  ادعای اصلاح طلبی دارید چگونه می خواستید حمایت کنید از نیروهایی که یکی مشهور به راست است و دیگری خود را بی طرف و مستقل می خواند و آن یکی سوابق سیاسی نداشته و تازه داشت الفبای سیاسی را یاد می گرفت ،  وچگونه از فقهی زاده خواستید که با آنها به اجماع برسد؟

از همه بدتر اتهامی است که به ما اصلاح طلبان بهبهان وارد شده که شما می خواستید کاندیدا از حلقه ی نزدیکانتان باشد آیا واقعا چنین بود ؟ آیا آقای مودت که از ایشان خواستیم کاندیدا شوند از حلقه ی ما بود یا به شما نزدیک بود ؟ آیا غلام شریعتی که از او خواستیم از حلقه ی ما بود یا باز هم به شما نزدیک بود و مهم تر از آن اکثریت دوستان هسته مرکزی ما آقای فقهی زاده را به چشم ندیده بودند اما در همان حال اطلاع داشتیم که ایشان با شما دوست است و ارتباطات نزدیک و از قدیم الایام را داشته اند حتی ارتباط خانوادگی ، اما اینها هیچکدام در  تصمیم ما خللی ایجاد نکرد ، پس ما به دنبال حلقه نزدیکان نبوده ایم .

و بدتر از آن اتهام قوم گرایی است که این دیگر وصله ای است ناجور که فقط به تن شما می چسبد . فراموش نمی کنم که در جلساتی در گذشته از زبان خود شما شنیده ام که لر به بهبهانی رای نمیدهد!!! سوال من اینست که این امر از کی رخ داده است آیا لرها و روستاهای اطراف به آقای زینلی ، به آقای عابدی رای نداند؟ آیا پایگاه آقای زارعی ( که خدایش رحمت کند ) در روستاها نبود امااز  زمان نمایندگی شما تا کنون تعصبات قومی در این شهرستان زیاد شده است و شما در این مصاحبه اخیرتان نیز به آن دامن زده اید چراکه نفع شما در این است . مورد دیگر آنکه هر کس با شما مخالف باشد او را ضد لر می دانید و مخالفان شخص شجاعپوریان را به قوم گرایی متهم می کنید اما کوچکترین دلیل ما مبنی بر پوچ و بی اعتبار بودن اتهام قوم گرایی به ما آن است که در انتخابات مجلس هفتم از شما حمایت کردیم جالب تر آنکه شما تمام دوستانتان را که در این مدت از دفتر و ستادتان بریدند و با شما مخالف شدند و همگی نیز لر بوند را نیز در مصاحبه باز به قوم گرایی متهم کرده اید یعنی لرهای مخالف شما قوم گرایند و بهبهانی های مخالف شما نیز قوم گرایند و تنها کسی قوم گرا نیست که با شما مخالف نباشد . این نخوت و غرور و تکبر و تفرعن و کیش شخصیت را تاکنون تنها در فراعنه دیده بودیم و از طاغوت ها .

آقای شجاعپوریان شما با انتشار ویژه نامه ی امید جنوب که در آن خود را « سر فراز تاریخ » و « نماینده ای برای همه ی دوره ها » دانسته اید چه می خواهید بگوئید . چگونه خود را در کنار و عداد دکتر مصدق و امیر کبیر و قائم مقام  احساس نموده اید جالب است در آنجا عکس خود را در کنار عکس مصدق و امیر کبیر نشانده ای که این تنها به طنز و شوخی شباهت دارد و می دانم جز متلک دریافت نخواهی کرد . مصدق و امیر کبیر کجا و شما کجا ؟ یادم به دوره ی مشروطه افتاد که شخصی به نام دیوان بیگی لقب « دو » که لقب اشراف فرانسه است را برای خود انتخاب کرده بود و خود را دیوان دو بیگی معرفی می کرد . میرزاده عشقی و عارف قزوینی جوابیه های قشنگی و به طنز به او دادند آنها را در اینجا نمی آوردم ، خود آنها را در کلیات عشقی بخوانید و کلا می گویم بر حباب نشسته اید جناب شجاعپوریان!

آقای شجاعپوریان اگر می خواهی حد خود را بشناسی کمی غرور را به کنار بنه و چشمهایت را باز کن و جلسه ی سخنرانی نیمه ی شعبان در منزل شیخ محسن شعبان زاده را به یاد بیاور. این آخرین سخنرانی شما در بهبهان بوده ، آیا بیش از 20 تا 30 نفر در پای کلامت نشستند .

اما به 9 سال پیش بر می گردیم یعنی درست زمانی که فعالیت سیاسی شما در بهبهان آغاز شد در مصاحبه ی اخیرتان گله داشتید که چرا در آن سال یعنی در انتخابات مجلس ششم اصلاح طلبان بهبهان از شما دفاع نکردند ، پاسخ ساده است ما به انتخاب از پائین اعتقاد داشتیم ، ماشما را نمی شناختیم شما اصلا در بهبهان فعالیت سیاسی نداشتید و صرف حمایت حزب مشارکت از شما را نه در آن زمان و نه اینک برای حمایت ما از شما نمی پذیریم . آن نظر سنجی مشهور که در انتخابات ششم در بهبهان صورت گرفت و شما را کاندیدای حزب مشارکت کرد یک نظر سازی بود . واقعیت آن که در آن برگه نظر سنجی رای کاندیداهای بهبهانی که چهار نفر بودند در شهر تقسیم می شد ولی رای شما در روستاها تقسیم نمی شد و این نحوه ی نظر سنجی که یک نحوه ی غلطی بود به شما یک چیز را آموخت و آن اینکه می باید از این اختلاف و از این ریشه ی قومی بیشترین بهره را ببری و تاکنون نیز چنین کرده ای .ما آن نظر سنجی را نپذیرفتیم دیگر کاندیداها نیز نپذیرفتند اما این شیوه ا ی که توسط شما و دوستانتان در اهواز ابداع شده بود مبنای یک تصمیم غلط شد که اینک می باید تاوان آن را صلاح طلبان با چند دسته گی و پراکندگی بپردازند.

در مورد انتخابات مجلس هفتم نیز فرموده اید که اصلاح طلبان بهبهان در آخرین روزها و زمانی که کاندیدای آنها رد صلاحیت شد به حمایت از من پرداختند و گفته اید در آن زمان رقابت ما جدی تر از مجلس ششم بود ، این حرفها به تمامی دروغ است .

در انتخابات محلس هفتم ما کاندیدا داشتیم اما بعد از مذاکرات چندی که با شما داشتیم در نهایت در مهمانسرای دانشگاه به یک توافق رسیدیم شاید فراموش کرده باشید ( که البته از نظر من مطمئنا فراموش نکرده اید ) که در آن جلسه برای حفظ وحدت اصلاح طلبان ما پذیرفتیم که اگرهر دو کاندیدا تائید شوند نامزد ما کنار برود و اگر یکی تائید شود دیگری از ان یکی حمایت کند یعنی ما قبول کردیم کاندیدای ما آلترناتیو و جانشین جنابعالی باشد و این بسیار پیش از اعلا م صلاحیت ها بود .پس این صحبت شما که فرموده اید وقتی از من حمایت کردند که کاندیدایشان  رد صلاحیت شد دروغ محض است . آری ما برخلاف شما بعد از عدم تائید صلاحیت کاندیدایمان بر توافق و پیمان منعقده ماندیم و بر سر پیمان ماندمان را از افتخارات خود می دانیم چراکه بعد از تحصن نمایندگان مجلس ششم و مسئله رد صلاحیت های گسترده آنچه که فضای سیاسی کشور را پر کرده بود مسئله ی عدم شرکت در انتخابات به عنوان اعتراض به رد صلاحیت های فله ای بود. در آن زمان   برخی از دوستان ما از شما خواستند که از انتخابات منصرف شوید ما نیز نظرمان همین بود اما گفتیم در صورت شرکت شما بر سر قولمان مجبوریم که بمانیم و ماندیم چراکه شما به هیچ وجه حاضر به انصراف نشدید .

ما در آن زمان جلسات خانگی بسیاری را بر پا کردیم در منزل خودم و منزل آقای دهملایی و آقای ورزیده و آقای صفتی و ... و به علاوه دوستان ما آقایان فرحمندیان دهملایی و افشون ئ...برای جنابعالی سخنرانی کردند شما در همه سخنرانی هایتان از  تشکیلات ما به عنوان حامی خود نام می بردید و اسم آقای دهملایی  را در سخنرانی هایتان با تاکید بر حمایت ایشان از خودتان ذکر می کردید. بعد از پایان انتخابات و آن زمان که مسئله ابطال انتخابات را پیش کشیدند در آن فضای نظامی گروهی که بیشترین فشارها را تحمل کرد و دم برنیاورد ما بودیم جنابعالی درتهران مشغول چانه زنی بودید اما ما .... بگذریم .

گفتید مشکل دوستان اصلاح طلب آن بود ک از شما می خواستند که در عزل و نصب ها با آنها مشورت شود که مثلا چرا فلانی رئیس دانشگاه آزاد است و ... آقای شجاعپوریان آیا آنها حق نداشتند این را نیز از شما بخواهند و آیا مسئله نظام مشورتی که در آن زمان مطرح شد و قرار بر آن بود که شورایی تشکیل شود و آن شورا به عنوان شورای اصلاح طلبان در کنار شما مددکار و یاور شما در امور باشد را فراموش کرده اید ؟ آیا شما به آن شورا وقعی نهادید آیا به آن جز با نگاه تشریفاتی بودن نگاه کردید آیا این ها نمی توانست نطفه ی اختلافات را در خود داشته باشد به علاوه مشکل ما حمایت اکید شما از رئیس دانشگاهی بود که ضعف های فراوانی داشت و ناتوان بود از اداره ی دانشگاه. اما شما به گونه ای صحبت کردید در این مصاحبه که گویا ما خواستار گرفتن این پست ها توسط اعضای خومان بوده ایم که خود بهتر می دانید اینگونه نبوده است ما بسیاری از مدیران انتخابی شما را با توجه به شناختمان از سوابقشان مناسب نمی دانستیم . ولی شما هیچ گونه اعتراضی را بر نمی تافتید . فرموده اید که فرماندار بومی با تلاش شما انتخاب شد سوال ما این است که آیا همان فرماندار با تلاش شما عزل نشد ؟! فرماندار اصلاح طلب مشهور و معتبری که تلاشهایش را برای بهبود وضعیت شهرستان هنوز در خاطر داریم اما به آن خاطر که حاضر نشد معاونش را شما انتخاب نمائید تمام تلاشتان را نمودید تا وی عزل شود این بزرگترین لکه ی سیاه در پرونده تلاش هایتان برای عزل و نصب مدیران بود.

بعد از مجلس هفتم به انتخابات ریاست جمهوری نهم پانهادیم در آنجا اصلاح طلبان از دکتر معین حمایت کردند ستاد در اختیار دوستان ما بود فراموشم نمی شود که تنها یک چک 50 هزار تومانی به ستاد کمک کردید . شما در دل و در عمل طرفدار هاشمی رفسنجانی بودید و به همین خاطر در دور دوم که اصلاح طلبان از هاشمی حمایت کردند آقای غلام شجاعی را از تهران به بهبهان گسیل داشتید.

به هر حال امروز همه چیز پایان بافته و ما ها به دو راهی تفریق رسیده ایم شاید اگر بهتر عمل میشد اینک وضعیت فرهنگی و سیاسی بهبهان به گونه ای دیگر بود من اما هنوز امیدوارم که بتوانیم اشتباهات مان را بپذیریم و گذشته را جبران کنیم شاید در این راه می باید کمی فروتن شده ، تکبر و تفرعن را کنار نهاده تا بتوانیم از این گذار بگذریم اما پیش از پایان این مطلب هنوز چند سوالی باقی مانده است اول آنکه چرا شما در نیمه شعبان سال پیش بدون هیچگونه هماهنگی با اصلاح طلبان خود را کاندیدای مجلس هشتم اعلام نمودید آیا صرف حضور شما در مجلس کافی است که تا آخر شما کاندیدای اصلاح طلبان باشید ما نمی خواستیم دو کاندیدا در مقابل هم باشند اما چرا می باید آن کاندیدا شما باشید به علاوه عدم حمایت ما از جنابعالی به این خاطر بود که شما اصلاح طلبان  را بر خلاف قولتان در مجلس هفتم پراکنده کردید.

دو آنکه در مصاحبه تان گفته اید من حتی امضایم را در پای معاهده روز عاشورا تکذیب نکردم .سوال اینجاست که مگر آن امضا که ماپخش کردیم جعلی بود که تکذیبش کنید و به علاوه از نظر ما شما آن امضا را به شیوه ای دیگر تکذیب کردید یکی با عدم پذیرش و دوم با صحبتی که با آقای قنبری داشتید و ایشان روز بعد یعنی درزمانی که فرصت تبلیغات به پایان رسیده بود شبانه بیانیه ای را در منازل مردم انداختند که شجاعپوریان امضایش را تکذیب کرده است .

سوم آنکه به خاطر دارم که در جلسه ی روز عاشورا وقتی صحبت از حضور آقای ضرغامی در توافقنامه شد فرمودید ایشان به این توافق نامه نمی پیوندند و وقتی از آقای قنبری صحبت شد فرمودید ایشان هنوز بچه است اما سوال من اینجاست که چگونه در شب آخر همین ها را علم کردید که با وجود اینها نمی توانم از فقهی زاده حمایت کنم . چهارم آنکه در تحصن نمایندگان در مجلس ششم در ابتدا حضور داشتید ولی بعد کنار کشیدید چرا؟ و نیز یک سوال مهم که چرا اینقدر بودن و ماندن در مجلس برای شما مهم است  و این مهر مجلس و این مهر قدرت چرا از دل شما بیرون نمی رود .

نوشته شده توسط کورش قناطیر در 2:32 با موضوع: | لینک ثابت |