تبليغاتX
نوراندیش
سه شنبه 24 دی1387

خاتمی و چارلی چاپلین

در میان شاعران وقتی می خواهم یکی را بیابم که محتوای اشعارش به مثل محتوای اشعار شاملو باشد بی درنگ  به یاد شمس لنگرودی  می افتم با این تفاوت که او شاملو نشد و شعرش شهرت شعر شاملو را نیافت  و خودش چونان او تاریخ ساز نبود اما حرفهایش و تحلیل هایش و دانشش در حوزه شعر و تاریخ شعر نو،  او را بی رقیب کرده است

شمس لنگرودی کتابی دارد با عنوان «باغبان جهنم» و در آن کتاب این شعر آمده:

 

دیر آمدی موسی

دوره اعجازها گذشته است

عصایت را به چارلی چاپلین هدیه کن

تا کمی بخندیم

 

با آن مقدمه ای که عرض کردم معلوم است که موسی اشاره به خودش یا به شاعران دارد و اعجاز اشاره به شعر و عصا اشاره به هنر دارد و اینکه دیگر دوره تاریخ سازی  و جهان را دیگرگون کردن و رسالت روشنفکری و رهبری داشتن با حربه شعر گذشته است  و این دوره ، دیگر دوره تصویر و سینماست  آن هم نه در نقش قبلی و نه در نقش سلاح که بیشتر برای تفریح و تفنن.

کتاب وی «باغبان جهنم» نام داشت آیا شاعران در دوره اعجازشان و در آن زمان که به جستجوی بهشت بودند و با شعر خود به ساخت باغ بهشت می کوشیدند به جهنم دست یافتند که کتاب شمس «باغبان جهنم» نام دارد؟ نمی دانم  اما این شعر با توجه به زمان سرودنش یعنی مرداد 81 که تب وتاب اصلاح طلبی فروکش کرده بود و بر فضای روشنفکری جامعه بادی سرد وزیده بود برای من تاویلی دیگر دارد باید بدانیم که شاعران شاخک هایی قوی دارند و آینده را و امواج آینده را خوب دریافت می کنند شاید مسخره باشد اما در تحلیل من و در این شعر ، منظور از موسی ، خاتمی می باشد و منظور از اعجاز ، اصلاح طلبی و اصلاحات است و عصا نیز چیزی نیست جز ریاست جمهوری و منظور از چارلی چاپلین هم که دیگر معلوم است  اما چارلی چاپلین در فیلم هایش چیزهایی   را به ما نشان داد که می باید گریه می کردیم اما خندیدیم .

چارلی شعر شمس لنگرودی نیز آیا ما را به خنده می اندازد یا گریه؟ یا هر دو؟ برای دریافت پاسخ "  نامه اصلاح طلبان بهبهان به خاتمی را بخوانید تا کمی بخندیم!!

 

نوشته شده توسط کورش قناطیر در 20:4 با موضوع: | لینک ثابت |

شنبه 21 دی1387

 تقاضای اصلاح طلبان  بهبهان ازخاتمی

 برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری آتی

 

متن نامه و اسامی برخی از دعوت کنندگان

برگرفته از سایت بهبهان تیوا (http://www.behbahantiwa.com/)

 

خبر ویژه: اصلاح طلبان بهبهان چندی پیش متنی را تهیه کرده بودند جهت دعوت از خاتمی برای حضور در انتخابات ، این متن در زمان حضور دکتر کیانوش راد و سخنرانی وی در منزل یکی از اصلاح طلبان بهبهانی خوانده شد و در همان زمان نیز جمع آوری امضا صورت گرفت این نامه که در نهایت نزدیک به صد امضا در پای آن نشست به تازگی به تهران فرستاده شد اسامی امضا کنندگان نشان از وحدت کلی ما بین همه طیف های مختلف اصلاح طلبی در بهبهان برای حمایت یکپارچه اصلاح طلبان بهبهان از خاتمی است  در ذیل متن نامه و درنهایت اسامی برخی از دعوت کنندگان آمده است

بسمه تعالی

ریاست محترم بنیاد باران

جناب آقای  حجه الاسلام  سید محمد خاتمی

از ذکر چند باره مصائب و مشکلات امروز مردمان ایران زمین ، که هم جنابعالی به آن واقفید و هم تکرار آن مرهمی بر دردشان نمی نهد ، مطلع سخن را سوگمندانه نگشوده و از نیاز و مطالبه ی  مردمی که بر تارک پیشانی شان  نقوش آزادی حک شده و آمال و مطلوبشان را در آن می جویند آغاز می نمائیم ، از ملتی می نویسیم که حاکمیت  علم و شایستگان و آینده نگری و نه دگم اندیشی و سفره های نفتی و جیره بندی عدالت، آرمان شهرشان را می سازد و خستگی قلم ها و نگاههایشان که مدتی است حضور شما و اعلام این مهم را به انتظار نشسته اند  ، تا بلکه این دو راهی فرساینده  عمر نپاید  و آن حضرت با حضور خود نه جهت سازندگی که جلوگیری از ضرری که هر گاه راهش را ببندیم سود است زنگار  از روح  فسرده  و تحقیر شده ی ایرانیان بزداید .

لذا اینجانبان ،جمعی از اصلاح طلبان شهرستان بهبهان با چشم اندازی به دیروز ، امروز و فردا ، درخواست و حمایت خود را جهت کاندیداتوری جنابعالی که نقطه ی مشترک نگاه و امید نخبگان و عوام می باشید را اعلام نموده و مراتب تمایل خود را به استحضار می رسانیم .

والسلام

 

اسامی برخی از امضا کنندگان: حسن آرمات – اسدالله اسمی زاده- غلامعلی امامی مقدم- عبدالحسین امامی مقدم- اسدالله فرحمندیان- کورش مودت- بهمن خلیلی – رضا دهملایی-  کورش قناطیر- مصطفی رضایی- رحمان گلکار- تابان-علی نیایی- بامداد ممتازان- ذبیح الله سعیدی- سبحان صباغان- مهدی جمشید فر- و...

نوشته شده توسط کورش قناطیر در 1:6 با موضوع: | لینک ثابت |

سه شنبه 17 دی1387

شخص عزیزی با اسم مستعار بشیر پیغام زیر را در پست «جوابیه اصلاح طلبان به شجاعپوریان» برای من نهاده اند :

 « نه چاپ مطلب فوق در نشریه بومی و محلی و نه تشکیل جلسات انتخاباتی به هر نحو نمی توانند دلیلی بر این باشد که نویسندگان آن دقیقا تحت پشتیبانی هسته مرکزی که در تهران مستقرند قرار دارند بلکه نه تنها باید لیست اسامی کسانی که این مطلب را نگارش کرده اند در هسته مرکزی به عنوان عضو تصمیمگیر ( یا حداقل عضو) وجود داشته باشد بلکه باید منش و رفتاری خاتمی گونه به عنوان رأس اصلاح طلبان کشور را دارا باشند
من نه می خواهم طرفداری از موضع مقابل شما بگیرم و نه شما را بی دلیل نقد کنم و نه میخواهم بگویم شما اصلاح طلب نیستید فقط یک سوال از محضرتان دارم تا تاریخ امروز چه گامی برای انتخابات ریاست جمهوری دهم با توجه به نزدیک بودن آن و نیز شروع با برنامه و منظم گروه مقابل و اصولگرا برداشته اید
شما بزرگترین کاری که انجام داده اید مشغول کردن خود با اسباب بازی انتخابات گذشته است
شما آقای کربلایی را آوردید تا درباره انتخابات کاری کرده باشید در صورتی که حضور او نه برای انتخابات آینده که بخاطر انتخابات گذشته و پاک کردن صورت سوال ((چرا فقهی زاده موفق نبود)) است شما خودتان میدانید آقای کربلایی را آوردید تا اگر در حزب استانی کاره ای شد شما را هم کاره ای کند نه بخاطر موفقیت حزب در انتخابات آینده
آقایان اصلاح طلب سرتان را از زیر برف بیرون بیاورید
بیدار شوید
جلوتر را ببینید و . . . »

در پاسخ بشیر عزیز که متاسفانه نه من و نه دوستان مرا به درستی نمی شناسد و بر اساس شنیده ها ی خود و یا بر اساس تعصبش نسبت به نماینده و دوست سابقمان شجاعپوریان نظر می دهد می باید به عرض برسانم  

1)      ما مطیع تهران نبوده و نیستیم و مشکل ما با آنها نیز همین بوده که تصمیم گیری های مربوط به شهرستان می باید از پایین صورت گیرد و نمی باید بر اساس روابط یک شخص خاص با اعضای به قول شما هسته مرکزی اصلاح طلبان باشد و به عبارتی نمی باید  تصمیمات مربوط به ما در آنجا گرفته شود

2)      هر چند  عضو بودن و عضو هسته مرکزی بودن وقتی انتخاباتی در کار نباشد هیچ افتخاری ندارد اما با این وجود به عر ض می رسانم  که دوست وبرادر بزرگمان آقای مجید سلیمانی که از اعضای جمع ما می باشد عضو اول و نماینده  خوزستان در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود

3)      ما خاتمی را برای اصلاحات به عنوان محور می شناسیم اما به عنوان راس نه . گروه های اصلاح طلبی مجمع الجزایری هستند  با هم و در عین حال جدا از هم که گرد آنکه در حال حاضر نزد مردم محبوب تر است جمع می آیند

4)      بشیر عزیز منش ما چه اشکالی داشت خود بهتر می دانی که ما به انتخابات قبلی نپرداختیم بلکه دیگران چنین کردند و ما فقط پاسخ دادیم آیا این حداقل را نیز از ما نمی پذیرید

5)      ظاهرا در جلسه سخنرانی آقای کیانوش راد (کربلایی) حضور داشته اید سوال من این است که در آن جلسه جز صحبت از خاتمی و مبحث انتخابات و امضا برای تقاضای حضور ایشان مورد کوچکی حتی دال بر بررسی یا اعتراض یا ... در مورد انتخابات گذشته در آن جلسه مشاهده شد حتی در پرسش های کتبی و پاسخ ها که تمام سوالات خوانده شد  نیز هیچ اشاره ای به انتخابات قبلی نشد که این واقعا برای من هم تعجب آور بود هم غرور انگیز .

6)      سوال  ((چرا فقهی زاده موفق نبود)) را پیش از این و در شهریور ماه و در پاسخ به شجاعپوریان داده ام در همین وبلاگ نوراندیش می توانید آن را مطالعه کنید خلاصه بکویم ما در سیاست اخلاق را منظور می کنیم دوستان ما اما بر روی پیمان منعقده هم نمی مانند ما مهم برایمان اصلاحات است دوستان ما اما مهم برایشان پیروزی و ماندگاری تنها خودشان آن هم به هر شکلی است نتیجه معلوم است

7)      بشیر عزیز دو مطلب متناقض را عنوان نموده ای یکی اینکه در اول کار ما متهم به عدم ارتباط با هسته مرکزی شده ایم و در پایان کار ما را متهم نموده اید که چرا با کربلایی و هسته مرکزی ارتباط برقرار  نموده اید این البته مهم نیست اما جهت تنویر افکار به عرض می رسانم ما از چند ماه پیش و به خاطر نزدیکی انتخابات از یک سو و از سمت دیگر برای ارتباط ارگانیک اعضا تصمیم گرفتیم منظم کار نموده هیات اجرایی و جلسات منظم و دعوت ها و سخنرانی هایی داشته باشیم که این روند نیز انشاالله ادامه خواهد داشت دعوت از کربلایی نیز در همین راستا بوده است  اما هدف دیگرمان نیز ارتباط با افراد تاثیر گذار در استان بوده که شما نیز به آن اشاره فرموده اید این ارتباط مطمئنا روال ما و نحوه ادامه کار را بهتر خواهد کرد اگر می خواستیم کاره ای شویم نیز راههای دیگر و راحت تری وجود داشت!!

8)      دوست عزیز فرموده اید سر از برف در آورده جلوتر را ببینیم و بیدار شویم ما نیز این را می خواهیم و دوست داریم و از شما و دیگران می خواهیم که در این راه به همدیگر کمک کنیم و به هم بپیوندیم از نقد شما هم ممنونم اشکالات بسیاری را نیز من در خودمان سراغ دارم که می دانم به کمک شما می تواننیم آنها را برطرف کنیم

     یک دست بی صداست

    این دست ما کمک ز دست شما می کند طلب.

نوشته شده توسط کورش قناطیر در 1:17 با موضوع: | لینک ثابت |

دوشنبه 9 دی1387

رفتم در یک سانس ویژه تا نمایش« ایستگاه آخر» را ببینم نمایش بدی نبود وانحطاط یک جامعه و لحظه به لحظه پایین آمدنش را از اوج به حضیض بی آنکه خود بداند را نشان می داد شخصی بیماری اندکی داشت در بخش بیماری های نه چندان مهم که طبقه هشتم بود بستری شده بود اما ندانم کاری ها و اشتباهات و  گاه خود خواهی ها و منفعت طلبی های پرسنل و پزشکان و گاه قوانین غلط ریاست بیمارستان باعث شد که او طبقه به طبقه نزول کند تا رسید به اولین طبقه که سردخانه بود و در این نزول به نسبت طبقه اش می باید از او خون گرفته می شد وی در لحظه مرگ دیگر هیچ خونی نداشت ! موضوع جالب اینجا بود که در این نزول وی هیچ تقصیری نداشت هیچ مشکل پزشکی هم وجود نداشت اما تاوان همه اشتباهات را تنها وی پس می داد تنها تقصیر وی آن بود که در برابر مسئولین و پزشکان بیمارستان هیچ مقاومتی نکرد و آنها به حربه های متفاوت از حربه مسائل جنسی گرفته تا وعده مداوای بهتر یا حتی با تهدید و ... او را به خاطر منافع خود یا تاوان اشتباهات خود به پایین سوق می دادند او در لحظات آخر به فکر مقاومت افتاد اما دیگر توانی و خونی و نیرویی برای این کار نداشت و در آخرین لحظات نیز دیگر به سرنوشت محتوم خود گردن نهاد.

وی سمبل و نماد یک جامعه بیمار بود با مسئولین و سرانی حاکم بر آن جامعه که مهم ترین مسئله برایشان بهتر شدن و به سامان شدن آن جامعه نیست وضع اقتصادی مردم آن اجتماع طبقه به طبقه نزول خواهد کرد هر چند وعده های حاکمان جز این است اما امیدی به بهبود این بیمار نمی باید داشت

برای دیدن این نمایش دوستان و بزرگان هنرمند بسیاری آمده بودند با یکی از آنها گپ و گفت دوستانه ای داشتیم او راجع به انتخابات آتی می پرسید و اینکه آیا هنوز هم به اصلاح امیدی هست یا ...ومن اما از او که شاعر بزرگی بود و صاحب چندین کتاب شعر بود  و هم اینک نیز کتابی دیگر را به زیر چاپ داشت طلب شعر می کردم او نیز شعزی که در کتاب اخیرش به چاپ سپرده خواهد شد را برایم خواند شما را نیز در لذت شنیدن و خواندنش شریک می کنم:

 

 

    خدا را چه دیده اید

    شاید این لاک پشت هم ، به پشت افتاد

                                               

                                                 

نوشته شده توسط کورش قناطیر در 1:34 با موضوع: | لینک ثابت |