از میر حسین موسوی
هنوز که هنوز است نام جنبش دانشجویی برای بسیاری از زنان و مردان این مرز و بوم، تلاش در جهت تامین آزادی و مطالبات مردم را خاطرنشان می کند. دانشجویان دیروز اما این روزها در گروه هاي مختلفي تقسیم شده اند.گروهی با ناامیدی از تغییر اوضاع و شرایط راه هجرت گزیده اند و گروهی دیگر هنوز کورسویی از امید در دلهای خود به یادگار باقی گذاشته اند. کورسوی امیدی که در معرض تهدید بادهای هرزه ای قرار گرفته است.
دانشجویانی که روزگاری دل نگران آزادی و حقوق شهروندی مردمان ایران زمین بودند پس از سالیان، نه تنها آن دغدغه ها را پا برجا می دانند، كه اینک با وجود پیشرفتهای رخ داده در کشور در اثر تلاشهاي پیشینیان، دغدغه های جدید یافته اند و باید دغدغه معاش مردمان ایران زمین را در دلهای نگران خود داشته باشند.اگر روزگاری برخی حاکمان دیرشنوا ، حقوق مردم را صدقه ای می دانستند که خود به مردم عطا کرده اند، آنان اینک نه تنها آزادی، بلکه معاش مردمان را صدقه ای می پندارند که آنان باید اعطایش کنند.گویی این مملکت را صاحبی غیر از آنان نیست.هزینه کردهای سلیقه ای بودجه و بذل و بخشش های ملوکانه در تبلیغات استانی از جیب مردم ، به نام مردم و به کام خود ، تا مورد آخر یعنی توزیع سیبزمینیهای رایگان ، نشانه هایی از این نوع نگاه هستند.
دانشجویان دیروز هنوز رویداد بزرگ و تاریخي دوم خرداد ٧٦ را به خاطر دارند. در اوج ناامیدیها و هنگامی که گروهی سواری خود بر اسب قدرت را دائمی می پنداشتند، پیشگام دعوت از مردی صادق برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری شدندتا امید به تاریخی دیگر برای مردمان ایران زمین رقم خورد. سالیانی گذشت و دانشجویانی که آرمانهای خود را درمسیر تحقق می دیدند امیدوارانه دل به رخدادی نوین بسته بودند غافل از اینکه ترک قدرت برای عده ای چندان سنگین بوده که حاضرند اصول خود را کنار نهاده و بی اصولی را بنا نهند.پس از سالیان سال اینک دانشجویان دیروز هر یک راهی برای خویش گزیده اند، اما هنوز بسیاریشان دل در تکرار حلاوت خاطره شکست حاکمیت یکدست دارندو امیدی دیگر یافته اند تا معاش و آزادی صدقه ای را در کنج تاریخ ببینند.
دانشجویان دیروز دانشگاه صنعت آب و برق که در دوران دانشجویی خود توفیق فعالیت در انجمن اسلامی دانشجویان را داشته اند اینک فرصتی یافته اند تا همگام با دیگر فرزندان ایران زمین دراندیشه رها سازی ملت ایران از معاش صدقه ای، با وجود انتقادات جدی که به سیستم انتخابات فعلی دارند، به مشارکت فعال درانتخابات ریاست جمهوری و استفاده از این فرصت جهت ایجاد تغییر سازنده در روند اداره امور کشور بپردازند. آنان برای خود دلايلي دارند که با مردمان این مرز و بوم در میان خواهند گذاشت. آن چه اینک پیش رو است برخی از دلایل دانشجویان دیروز و خدمتگذاران همیشگی این مرز و بوم است:
١- با وجود اینکه بخش زیادی از قدرت سیاسی،اقتصادی و رسانه ای در اختیار نهادهای انتصابی و خارج از حیطه دولت است، با این حال نبايد با تحلیل ها و فرضیات غیر واقعی، نقش دولت در نحوه اداره کشور را کم اهمیت جلوه داد. خصوصاً اینکه تجربه عملکرد دولت در سه سال و نیم گذشته به خوبی نشان داد که نحوه عملکرد دولت می تواند نقش تعیینکنندهای در سرعت بخشیدن به روند توسعه و یا بالعکس پسرفت و نابودی کشور داشته باشد. بنابراین تصمیم گیری در خصوص نحوه مشارکت در انتخابات آتی می بایست با اصلاح این فرض و البته با لحاظ سایر الزامات و پیش نیازهای حداقلی یک انتخابات سالم، آزاد و رقابتی صورت پذیرد.
٢- دانشجویان دیروز به رسم دلبستگی هاي ديرين ، بيش از همه همچنان اندیشه دانش و دانشگاه دارند. آن چه دراین سالیان برسر دانش و دانشگاه آمده است ،دست كمي از اندیشه سوزی و دانش سوزی مهاجمان به اين سرزمين ندارد.مدیرانی که باید برحکم وظیفه مدال و نشان برسینه فرزندان فرهيخته و كوشاي این سرزمین به سبب تلاش برای ادامه تحصیلشان می آویختند،ستاره هاي محروميت از تحصيل را در كنار نامشان نهادند. محروم ساختن فعالان دانشجویی منتقد از ادامة تحصیلات عالی، احکام تعلیق و اخراج و محرومیت از تحصیل علیه دانشجویان، انحلال انجمن های اسلامی و تشکل های دانشجویی مستقل در دانشگاه ها، صدور احکام حبس و بازداشت علیه فعالان دانشجویی منتقد، از بین بردن استقلال دانشگاه و تحمیل رؤسای فرمایشی بر دانشگاه هاگسترش نفوذ حاكميت نهادهاي نظامي،امنيتي در دانشگاهها، تنها نمونه ای از بسیاری مصائب است که بر سر دانش و دانشگاه آمده است.
٣-دانشجویان دیروز هرچند که در تلاش معاش گرفتار شده باشند اما همچنان آزادی را همچون گوهری جستجو می کنند.آزادی فعالیتهای سیاسی و اجتماعی از جمله دغدغه هایی است که دانشجویان دیروز همچنان به آن مي انديشند.هرچند که تحدید آزادیها سالیانی است که رسم شده است اما چند سالی است که این رسم قوت بیشتري گرفته است.محدودیتهای ایجاد شده برای فعالیتهای سیاسی و اجتماعی دانشجویی، مطبوعات، احزاب ، نهادهای مدنی، فعالين زنان و تشكلهاي كارگري نمونه هايی از افزایش تحدیدها در سالیان اخیر است.
٤- آمارهایی که با وجود آمارسازیهای انجام شده نشان از اوضاع وخیم اقتصادی کشور دارد، از جمله افزایش نرخ تورم، بالا رفتن نرخ بیکاری، افزایش ضریب جینی بعنوان شاخص توزیع نا عادلانه ثروت،گرانی بی سابقه مسکن،تشديد تحريمها،رکود شدید در پروژه های عمرانی وخالی شدن حساب ذخیره ارزی، نشان از ضرورت حضور دولتی دارد که حداقل گوشی برای شنیدن توصیه های متخصصان اقتصادی داشته باشد نه اینکه انان را به داشتن اندیشه های قدیمی و غربی متهم نماید.
٥- قانون گریزی، تخلفات مختلف مالی و اداری که گوشه ای از آن در گزارش تفریغ بودجه سالهای٨٥ و٨٦ دیوان محاسبات منتشر گردید، از جمله انحراف ٥٤ درصدی از قانون بودجه سال ٨٦ (مجلس دست چين شده از دوستان دولت، گزارش از ١٤٠٠ تخلف و به عبارتی ٧ تخلف در هر روز می دهد) ، واریز نشدن بیش از یک میلیارد دلار از درآمدهای حاصل از فروش نفت به خزانه در سال٨٥ ، همچنین افزایش غیرقانونی تعرفه های برق در سال ٨٦ نمونه های بارزی از عملکرد دولت در این زمینه است.
٦- تصمیمات عجولانه و غیرکارشناسی در مجموعه دولت و تشدید آن پس از انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی به دستور رییس جمهور، یکی از شاخصه هاي اصلي دولت نهم است. نمونه کوچکی از این تصمیمات خلق الساعه و فرد محور را در موضوع عدم تغییر ساعت رسمی کشور در شروع سال٨٥ ،که بنا به گزارش مرکز پژوهش های مجلس منجر به خسارت حدود سیصد میلیارد تومانی به کشور شد می توان دید.
اگرچه هر ملتی فرصتی را برای تغییر تاریخ خود دارد اما شاید این فرصت ها همیشگی نبوده و همیشگی نباشد پس بهتر آن ا ست که به انتظار فرصت های جدید، گذر فرصت های پبش رو را نظاره نکرد. دانشجویان دیروز، اینک بنا به آنچه گفته شد و دلايل بیشمار دیگر که ذکر آنها در این مجال نمی گنجد، تصمیم گرفته اند در انتخابات رياست جمهوري دهم رای دهند و دیگران را نیز به همراهی در سرنوشت سازی و ایجاد تغییر سازنده در کشور فراخوانند.
لذا با توجه به مباحث پیش گفته و ضرورت تغيير در مديريت اجرايي كشور ، همچنین با عنایت به سوابق ارزنده و مدیریت شایسته جناب آقای مهندس میرحسین موسوی در دوران ٨ ساله جنگ و تاکید ایشان بر حمایت از آزادی بیان ، مطبوعات واحزاب و توجه ویژه به فعالیتهای فرهنگی و هنری، ادوار انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعت آب و برق(شهید عباسپور) ضمن احترام به سایر کاندیداها و حامیان ایشان، از بین گزینه های موجود، آقای مهندس میرحسین موسوی را مناسب ترین گزینه برای در دست گرفتن سکان اجرايي كشور دانسته و حمایت قاطع و همه جانبه خود از ایشان را اعلام مي دارد.
در پايان اين مجموعه اهم درخواستها و انتظارات خود از ايشان را به شرح زیر اعلام می دارد:
- استفاده از همه ظرفیتهای ممکن علی الخصوص پتانسیل گروههای اجتماعی جهت صیانت از آراي مردم در انتخابات آتی به عنوان گام اساسی جهت پیروزی و فراهم شدن زمینه ایجاد تغییر.
- عملیاتی نمودن کلیه مفاد قانون اساسی بویژه توجه به اجرای کامل مفاد فصل سوم قانون اساسی در خصوص حقوق ملت.
- اهتمام ویژه به استقلال دانشگاهها و انتخابي شدن رؤساي دانشگاهها، حمایت از آزادیهای آکادمیک و همچنین اصلاح قوانین محدود کننده فعالیتهای دانشجویی، جلوگیری از برخورد با فعالین و لغو احکام غیر عادلانه تعلیق دانشجویان و تشکلهای دانشجویی.
- احیاء سازمان مدیریت و برنامه ریزی و سایر نهادهای مشورتی و کارشناسی کشور که در دولت فعلی منحل و یا به حاشیه رانده شده اند.
- پرهیز از نگاه ایدئولوژیک و آرمانگرایانه به بحث انرژی هسته ای و توجه به اصل هزینه- فایده و لحاظ منافع ملی در تصمیم گیریهای مربوط به این موضوع.
- تلاش در جهت حذف ايدئولوژي محوري و دشمن جويي و اولويت دادن به تامين منافع ملي در روابط و مناسبات خارجي
- تسریع در روند خصوصی سازی و كوچك سازي دولت و همچنین جلوگیری از واگذاری پروژه های عمرانی و صنعتی به پیمانکاران نظامی و دولتی در شرایط غیررقابتی.
- ملاك قرار دادن تخصص و تجربه جهت به كار گماردن افراد در مناصب اداري.
- حمایت از فعالیت احزاب و نهادهای مدنی، افزایش مراودات با آنها و استفاده از پتانسیل ایشان در اداره امور کشور.
به امید داشتن ایرانی آزاد، آباد، و سربلند.
ادوار انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعت آب و برق(شهید عباسپور)
تا کنون این بیانیه در سایت های مهم زیر منتشر شده http://www.ghalamnews.ir/news-7841.aspx
دو مطلب قبلی به گونه ای به هم مربوط بودند مطلب جدید نیز چیزی جز بررسی تبعات آنها نیست برخلاف برداشتی که از مطلب قبل شد منظور من از انتخاب شدن میرحسین موسوی صوری بودن انتخابات نبود یا حتی پیروز شدن به آسانی و رای آوردن راحت وی نبود منظور من آن است که شاید وی در حال حاضر بهترین گزینه برای جمهوری اسلامی است در آنجا قید شده بود که در پروسه تغییرات اجتماعی ایران و ملل سوم ما همیشه شاهد یک دایره و یک دوران و برگشت به اول بوده ایم مراحل این روند از این قرار است 1) سیستم از پیش موجود (سیستم و نظامی که نه به توسعه اقتصادی اندیشه می کند و نه به توسعه سیاسی) 2)فشارهای نظام اقتصاد جهانی 3)رفتن به سمت اقتصاد وابسته 4) جنبش های اجتماعی واتحاد روشنفکران و آحاد جامعه 5)پیروزی جنبش و رفتن به سمت توسعه سیاسی 6) اختلاف در صنوف جنبش و به سرانجام نرسیدن آن 7)شکست جنبش و باز گشت به سیتم ازپیش موجود.
باید بگویم این پروسه به راحتی وقوع جنبش های اجتماعی از قبیل 2خرداد یا انقلاب57 یا ملی شدن صنعت نفت و جنبش مشروطه را تحلیل می کند علاوه بر آن دوران سازندگی یا دروازه تمدن محمدرضاشاه و یا مدرنیسم رضا شاه و یا اصلاحات اقتصادی امیر کبیر و ناصرالدین شاه را و دلایل و شرایط انجام آنها را معرفی می کند.
در مطلب قبل منظور من آن بود که ما در نقطه ای از این دوران و دایره تاریخی هستیم که امکان حضور تاریخی شخصی چون خاتمی و تفکر توسعه سیاسی وجود ندارد. چرا که در مقابل آن نیروها و نهادهایی هست که این پروسه را برنمی تابند و توان مقاومت در برابر آن را نیز دارند و حتی می توانند این پروسه را پیش از شروع به بن بست بکشانند. از این رو خاتمی نمی تواند حضور بیابد . من حتی در ابتدای مطلبی که چند ماه پیس به تاریخ 3 مهر ماه 87 دراین وبلاگ قرار دادم و عنوان آن «خاتمی می آید اما اینبار بیباکانه بیا» بود نوشتم که «خاتمی می آید اما اینبار بی باکانه بیا هرچند می دانم مردم اینبار به خاطر وضعیت اقتصادی بدشان به تو رای خواهند داد نه به خاطر توسعه سیاسی اما تو اینبار به مردم هم توجه نکن بل به قدرتی بیاندیش که یک رییس جمهور می باید داشته باشد اما در ایران ندارد مشکلات ما هنوز هم از عدم توسعه سیاسی است» منظور من آن بود که جامعه نیز اکنون آمادگی پذیرش توسعه سیاسی را ندارد و فقط به خاطر وضع نامساعد اقتصادی خواستار تغییر است و چون جامعه آمادگی این پذیرش را ندارد لذا نهادهای مخالف به راحتی می توانند جلوی آن را بگیرند متاسفانه در ایران رفتن به سوی توسعه سیاسی نیاز به جنبش های قوی اجتماعی دارد جنبش هایی متشکل از همه صنوف اجتماعی و متاسفانه با صبغه پوپوایستی. در حال حاضر نیزفضا برای حضور این جنبش مهیا نیست.
از سوی دیگر در این دایره تاریخی و پروسه تغییر و تکامل تدریجی جامعه ایران ، ما در زیر فشارهای نظام اقتصاد جهانی هستیم و نظام تولید ما نیز توان مقابله با آن فشارها را ندارد از این رو و بر طبق مراحل ذکر شده در بالا حکومت و سیستم آمادگی رفتن به سمت توسعه اقتصادی از نوع وابسته (کمپرادور) را دارد درست به شکلی که بعد از جنگ ، هاشمی رفسنجانی مامور انجام آن پروژه شد در آن زمان میر حسین و چپ های سنتی نماد و سمبل «سیستم از پیش موجود» بودند .اما اینک مشکلات فرا روی نظام و تحریم های جهانی و روابط بین المللی نیز توان رفتن به سمت توسعه اقتصادی و رشد با درصد بالا را از حکومت گرفته و حتی با تغییر دولت نیز احتمال آمادگی جهانی برای پذیرش ایران و رفع تحریم ها اندک است . اما و به هر حال نیاز به تغییر در سیستم و توسط بخشی از نظام احساس می شود رفتن به سمت توسعه اقتصادی از نوع حکومتی و آمرانه به مردم وجنبش های اجتماعی نیاز ندارد بنا به این دلیل بود که من در مطلب قبلی آوردم که «ازاین رو در بن بست فعلی ، نظام به یک بازگشت به اول و ادامه ی نخست وزیری میرحسین روی آورده است تا به عنوان یک محلل ، شرایطی را آماده کند تا در آینده شخصی به قدرت رسد که معتقد به آتیه کشور و توسعه ی اقتصادی آن باشد . »
اشتباه من در آنجا این بود که به جای گزاره «بخشی از نظام » از لغت «نظام » استفاده کردم لذا صوری بودن انتخابات و امکان رای آوری راحت توسط میر حسین تداعی می شد که دوستان نیز تذکرات لازم را دادند و راهنمایی های دوستان مفید بود و بالاخص آقای پیمان و در کامنتی به این مورد توجه لازم را داشتند.
به هر حال اینک میر حسین در وضعیتی قرار گرفته که سالها پیش قرار گرفت و سکان حکومت را به رفسنجانی داد با این تفاوت که جا و جایگاهش عوض شده اینک وی نماد تغییر است و در سال 68 وی نماد سیستم از پیش موجود بود .
امکان رای آوردن وی نیز هرچند بالاست اما چون بخش های قدرتمندی از حکومت خواستار حضور دولت فعلی و ساختار موجودند رقابت انتخاباتی شدیدی در پیش خواهد بود . مهمترین شانس میرحسین که می توان بر روی آن حساب کرد بعد از حمایت بخشی از نظام از وی ، آمادگی جامعه برای تغییر است وقتی مردم در زیر فشارهای اقتصادی باشند آمادگی آن را که چیزی را تغییر دهند را ندارند اما آمادگی پذیرش تغییرات توسط یک بخش از نظام را دارند از این روست که بخش دیگر نظام به دنبال آن است که تا قبل از شروع انتخابات با حرکاتی از این آمادگی جلوگیری نماید یعنی با ترتیباتی وضعیت معیشتی مردم را تا حدی بهبود بخشد از این رو نظام هماهنگ پرداخت حقوق کارمندان یا پخش سیب زمینی رایگان در نقاط محروم!! و ... را شاهدیم و حتی وعده تک رقمی شدن تورم !! تا پایان سال را می شنویم
متاسفانه مردم ما به دلیل صدها سال خو گرفتن با سیتم ها و نظام های از پیش موجود توان و آمادگی روحی تغییر وضع موجود را ندارند جنبش های اجتماعی در ایران هیچگاه در زمان حضور و قدرت داشتن سیستم های از پیش موجود در ایران رخ نداده است از این رو بود که تقاضای طبقه الیت برای حضور خاتمی در وضع موجود و با وجود مخالفت کلیت نظام از حضور وی خنده دار بود . جنبش های اجتماعی در ایران تنها در زمان حضور دولت ها و حکومت های طرفدار توسعه اقتصادی رخ داده که آخرین آن جنبش دو خرداد است در زمان حضور رفسنجانی.
لذا اینک نیاز است که با همه قدرت و قوت از میرحسین موسوی حمایت شود و به خصوص در مورد وضعیت فعلی و بحران آینده در صورت ادامه این وضعیت به مردم توضیح داده شود
حضور میرحسین وضعیت را بهتر خواهد کرد و نه تنها بهترین گزینه برای جمهوری اسلامی است که تنها گزینه طبقه الیت و روشنفکران نیز می باشد اما احزاب اصلاح طلب و روشنفکران از هم اکنون می باید خواستار سهم قانونی خود باشند ما نیاز داریم که یک دولت معتدل حاکم باشد تا روشنفکران و احزاب بتوانند مقدمات تقویت جامعه مدنی را فراهم نمایند. به امید آن روز.
دو یادداشت (در حاشیه کناره گیری خاتمی و حضور میر حسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری)
1)جهان سوم ، جهان عجیبی است. در اکثر کشورهای جهان سوم گویی توسعه نا ممکن است برنامه ها و مدیریت ها راه به جایی نمی برد چه که مشکلات در ذات آن نظام هاست . می گویند در اینگونه نظامات ، منزلت برتر از مشروعیت است و انتساب برتر از اکتساب و لاجرم آنان که برنامه ها را به پیش می برند از توانایی لازم برای انجام این امر برخوردار نیستند و به عبارتی مشکل جهان سوم و بحران توسعه ی آن ناشی از ضعف مدیریت است . ساختار این نظامات به گونه ای است که آنها با توسعه تلازم ندارند و با آن همخوان نیستند . مشکلات دیگری نیز هست جنگ های بزرگ ، درگیری های قومی و محلی و اختلافات نژادی و نیز فساد مالی و اداری در دستگاههای آن حکومت ها و نداشتن فرهنگ توسعه .
در جامعه ی ما نیز همه این موارد کم و زیاد اما به نسبت موجود است و تا در فرهنگ به اینگونه ایم کشور ما در توسعه نیز به همین گونه خواهد ماند .
2) برای من تعجب آور بود که در یک کشور جهان سومی و بعد از گذر یک دوره ی چهارساله از مسئولیت دولتی که نه به توسعه ی سیاسی اندیشیده و نه به توسعه ی اقتصادی ، دولتی بر سر کار آید ( خاتمی ) که می خواهد به توسعه ی سیاسی و آزادی احزاب اندیشه کند و حتی در مطلب « خاتمی و چارلی » ( در همین وبلاگ ) به تقاضای دعوت از خاتمی خندیده بودم . طرفه آنکه طنز سیاست مرا نیز در این بازی یکی از امضا کنندگان همان نامه می خواست . در مطلبی با عنوان ( نقدی بر اصلاحات ) که در اردیبهشت 87 و در سه قسمت در همین وبلاگ منتشر شد و موضوعات اصلی آن را البته در زمان تشکیل مجلس ششم در سال 78 ( 10 سال پیش از آن ) نوشته و منتشر کرده بودم این موضوع در مورد ایران مطرح می شد که با توجه به نظریه ی وابستگی «انزوفالتو» در ملل عقب افتاده و جهان سوم و قبل از کنار رفتن دولت هایی که فقط به حفظ وضع موجود اندیشه می کنند ( مثل دوره نخست وزیری میرحسین موسوی ) و توسعه ی سیاسی و توسعه ی اقتصادی هیچکدام را در پیش نمی گیرند و به عبارتی طالب و مجری سیستم از پیش موجود کشورند ، وضعیت خاصی رخ می دهد و بحرانی شکل می گیرد که ناشی از فشارهای «نظام اقتصاد جهانی» است . در این گونه موارد، «نظام تولید» این کشورها توان مقاومت در برابر فشار «نظام اقتصاد جهانی» را ندارد . از این رو اینگونه ملل با بحران اقتصادی و بحران رشد روبرو می شوند و لذا به توسعه ی اقتصادی از نوع وابسته روی می آورند. فشارهای سیاسی و امنیتی را نیز بیشتر می کنند و توسعه، شکلی کاملا آمرانه به خود می گیرد ( مثل دوره ی ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی ) و ....
بعد از گذشت یکی دو دوره توسعه ( که معمولا این دوره ها 5 ساله می باشند) فشارهای ذهنی بر طبقه روشنفکر و فشارهای عینی بر طبقه محروم ناشی از توسعه نامتوازن آنهارا متحد می کند جنبشی اجتماعی رخ می دهد و جامعه از همه ی طبقات و صنوف به گونه ای متحد خواستار توسعه سیاسی می شود و ... در نهایت پیروز هم می شوند. ( مثل 2 خرداد و پیروزی خاتمی )
اما اختلاف در مسیر حرکت و ادامه ی جنبش پیش می آید آن طبقات و صنوف ، اتحاد خود را از دست می دهند و در نهایت باز به «سیستم از پیش موجود » رجعت می کنیم . ( مثل 3تیر و پیروزی احمدی نژاد)
آری با توجه به مطالب فوق شاید نمی باید انتظار حضور خاتمی را در انتخابات اخیر می داشتیم هر چند حضورش شاد کننده بود اما با وضعیت فعلی جامعه ما همخوان نبود وضعیت جامعه ی ما توان و آمادگی رفتن به سمت توسعه ی اقتصادی را ندارد تا چه رسد که یک گام جلوتر از آن رفته به توسعه ی سیاسی اندیشه کند. جامعه ی ما در زیر فشارهای نظام اقتصاد جهانی از یک سو و از سمت دیگر فشارهایی همچون تحریم های شورای امنیت ، نه ابزار رفتن به سمت توسعه ی اقتصادی را دارد و نه توان تشتت داخلی و جنبش های اجتماعی و رفتن به سمت توسعه ی سیاسی را .
از این رو امروز اگر کسی بخواهد به توسعه ی اقتصادی بیاندیشد می باید از صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و کشورهای توسعه یافته انتظار همکاری داشته با شد که با توجه به شرایط فعلی و تحریم ها مطمئنا راه به جایی نخواهد برد . رفتن به سمت توسعه سیاسی و اصلاح اساسی ساختار نیز مخالفانی قدرت مند در ایران دارد که این امر را برنمی تابند . از این رو حضور کسانی چون خاتمی یا عبدالله نوری در وادی انتخابات هم تنش های زیادی را پیش از انتخابات به وجود می آورد که می توانست حتی تا رد صلاحیت آنان بیانجامد و هم انتخابات را به یک صحنه جنگ شبیه می کرد تا به یک بازی با قواعد معلوم و هم پس از انتخابات و در صورت موفقیت اصلاح طلبان، آنگاه تنش ها شدت بیشتر می گرفت .
از اینرو برای مواجه نشدن با تبعات هر دو گونه ی توسعه ( اقتصادی و سیاسی ) و نیز گشایشی اندک در بن بست فعلی ، نظام به یک بازگشت به اول و ادامه ی نخست وزیری میرحسین روی آورده است تا به عنوان یک محلل ، شرایطی را آماده کند تا در آینده شخصی به قدرت رسد که معتقد به آتیه کشور و توسعه ی اقتصادی آن باشد .
میرحسین و یارانش به اطمینان موافق حضور خاتمی در صحنه نبودند احتمالا حتی اگر خاتمی وارد گود انتخابات نمی شد میرحسین برای ریاست جمهوری خود را کاندیدا نمی کرد . وی شرایط فعلی را مناسب حضور خاتمی نمی داند چرا که ظاهرا ایشان نگران تشتت و تنش میان گروههای داخلی است .
حضور خاتمی و پاگرفتن مجدد احزابی چون مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی مطمئنا وضعیت و آرایش نیروها را به گونه ای در می آورد که تنش شدت می گرفت . اما با توجه به آنکه میرحسین به عنوان یک شخص و بدون تقاضا و دعوت احزاب و گروهها پا به صحنه نهاده در بکارگیری نیروها اجباری نخواهد داشت و احتمالا به مصلحت و با محافظه کاری عمل خواهد کرد . مورد دیگر اینکه میر حسین موسوی به دنبال راه حلی خواهد بود تا تنش ها را حداقل میان ایران و اروپا کاهش دهد و به وضعیتی که این چهار سال در عرصه ی بین المللی برای ایران به وجود آمده پایان دهد و روابط را با کشورهای منطقه و اروپا بهبود بخشد . میرحسین با این رسالت و این احساس پا به صحنه نهاده که نه احمدی نژاد و نه خاتمی نمی توانند در شرایط فعلی برای جمهوری اسلامی مفید باشند اما آیا میر حسین در انجام نقشی که بر عهده اش محول شده یا خواهد شد موفق خواهد بود ؟ به نظر من وی فضای فراخ و بازی نخواهد داشت . آرمان و رویا و سودای بزرگ و سربالایی نیز ندارد اهل درگیر شدن نیز نیست وی به گونه ای معمولی خواهد آمد و به گونه ای معمولی حکومت خواهد کرد و اگر مشکل خاصی رخ ندهد به گونه ای معمولی خواهد رفت.
آیا شجاعپوریان عضوی از اصلاح طلبان است ؟
( در حاشیه معرفی شجاعپوریان به عنوان مسئول ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی در خوزستان )
بیش از یک سال از انتخابات مجلس هشتم می گذرد. در آن زمان شجاعپوریان بر خلاف پیمان منعقده ، حاضر نشد از اصلاح طلبان و فقهی زاده ، کاندیدای آنان حمایت کند . من در اینجا برای اولین بار متن کامل چهار بند پیمان منعقده را منتشر می کنم :
1) فضای تخریبی از همدیگر کاملا بسته شود و دیگر روی ندهد.
2) دو نفر از طرف هر گروه اصلاح طلب معرفی و از روز شنبه 29/10/86 و بعد از اعلام صلاحیت آنها جلسات ادامه داشته باشد و با توجه به اینکه اعلام نتیجه تائید صلاحیت کاندیداها نهایتا 15/12/86 می باشد و فرصت زیادی برای تبلیغ کاندیدا نفر اول باقی نیست تدبیری اندیشیده شود. اگر آقای ضرغامی خواستار شرکت در این اجماع باشند یک نفر کاندیدا معرفی نمایند که در این رابطه قرار شد آقایان .... و ..... با آقای ضرغامی صحبت نمایند.
3) بعد از اعلام اسامی توسط هیئت اجرایی همراه با هم در بعضی از جلسات عمومی شرکت نمایند و بعضی از کاندیدا ها هم می توانند بعد از تایید صلاحیت در این جلسات شرکت نمایند.
4) اگر کاندیدایی رد صلاحیت گردید از کاندیدای دیگری که تائید صلاحیت گردید حمایت قوی بعمل آورند ، چه به صورت سخنرانی ، چه بصورت اطلاعیه و حضور جدی در شهر و روستا .
یک سال از آن پیمان و آن انتخابات می گذرد . اصلاح طلبان بهبهان در این يك سال به شیوه های گوناگون این مسئله را به اصلاح طلبان مرکز گوشزد کرده اند و تقریبا کسی نیست که دیگر از این موضوع بی اطلاع باشد ، اما باز در زمانی که ائتلاف اصلاح طلبان استان چند نفر را به عنوان ستاد تبلیغات آقای خاتمی در خوزستان معرفی کرد یکی از آنان شجاعپوریان بود و این البته باعث تعجب ما شد . اما ترکیب به گونه ای بود که مطمئنا شجاعپوریان مسئول ستاد نمی شد . به هر حال پیش از آنکه این ستاد فعالیت خاصی را آغاز نماید خاتمی از کاندیداتوری منصرف شد ولی میرحسین موسوی در صحنه ماند . هنوز احزاب اصلاح طلب تصمیم جدی در حمایت یا عدم حمایت از میر حسین موسوی نگرفته اند و هنوز مابین نوری و کروبی و موسوی و حتی شرکت در انتخابات یکی را انتخاب ننموده اند، لذا صحیح به نظر نمی رسد افراد حزبی و اصلاح طلبان در این فضای مه آلود جانب کاندیدایی را بگیرند مگر اینکه خود را از اصلاح طلبان جدا نموده باشند . در خبرها بود که شجاعپوریان به عنوان مسئول ستاد خوزستان میرحسین معرفی شده است . اگر این خبر درست باشد که ظاهرا خبر موثقی است ایشان دوباره باز نشان می دهد به حزبی و گروهی عمل نمودن و تصمیم مشترک گرفتن بی اعتناست و فرصت ها و منافع شخصی را ترجیح می دهند.
خبر موثق بوده براي ديدن اسامي روساي ستاد هاي مير حسين به " http://www.kalemeh.ir/pages/5379.php" مراجعه شود
